به موجب قانون مطبوعات، پروانه انتشار نشریه پژوهشهای اقتصادی ایران به زبان فارسی و انگلیسی به شماره 3548/124 مورخ 9/4/1380 از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت و صادر شده است.این نشریه براساس تأییدیة شمارة 488/2910/3 مورخ 18/4/1381 کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور حائز شرایط دریافت درجة علمی ـ پژوهشی شناخته شده است و دارای ضریب IF از پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC) می باشد.
نشریه پژوهشهای اقتصادی ایران یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث اقتصادی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه اقتصادی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم اقتصادی را گزارش می دهند است.
نشریه پژوهشهای اقتصادی ایران به دو صورت چاپی و آنلاین منتشر می شود.
این فصلنامه از سامانه مشابه یاب سمیم نور استفاده مینماید.
به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است.
"نشریه بابت انتشار و داوری مقالات، هیچگونه مبلغی از نویسندگان دریافت نمی کند و تمام هزینههای انتشار و داوری مقالات از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود."
چکیده نقش نااطمینانی بهعنوان یک عامل کلیدی در نوسانات اقتصاد کلان، بهویژه پس از بحران مالی 2007، مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، شناخت سرریزهای نااطمینانی بین کشورها در تحلیل تحولات اقتصادی و سیاسی اهمیت زیادی دارد. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد اتصالات فرکانسی در چارچوب مدل خودرگرسیون برداری کوانتایل (QVAR) و دادههای ماهانه دوره 2008 تا 2025، به بررسی سرریز نااطمینانی بین 16 کشور عضو اوپکپلاس و 16 کشور اروپایی بهعنوان یکی از مهمترین بلوکهای واردکننده نفت و گاز میپردازد. یافتهها نشان میدهد که: (1) سطح اتصالات کل در هر دو گروه بالاتر از 70 درصد بوده و در افقهای زمانی مختلف نوسان دارد؛ (2) در میان کشورهای اوپکپلاس، قطر و مکزیک مهمترین انتقالدهندگان و آنگولا و آذربایجان مهمترین دریافتکنندگان نااطمینانی هستند، درحالیکه در اروپا، اتریش و بریتانیا نقش انتقالدهنده و هلند و اسپانیا نقش دریافتکننده را دارند؛ (3) نقش خالص کشورها در افقهای کوتاهمدت و بلندمدت متغیر است؛ (4) غلبه اتصالات بلندمدت در اروپا نشان میدهد که نااطمینانی عمدتاً از کانال عوامل بنیادین اقتصاد کلان منتقل میشود و کمتر متأثر از شوکهای گذراست؛ (5) ایران بهعنوان گِرهای مهم در شبکه اوپکپلاس، بیشترین تأثیرپذیری را از عمان و مکزیک داشته و بیشترین اثرگذاری را بر عمان، آذربایجان و عربستان دارد. پیشبرد اصلی این پژوهش، نگاشت پویای شبکه نااطمینانی میان اوپکپلاس و اروپا بر پایه رویکرد چندکی-فرکانسی است که با تفکیک افقهای زمانی، ابزاری برای سنجش تابآوری اقتصادی ارائه میدهد. نتایج پژوهش حاضر میتواند درک دقیقتری از سازوکارهای انتقال نااطمینانی و نقش متقابل کشورها برای سیاستگذاران فراهم آورد.
چکیده نظامهای ارز چندنرخی در بسیاری از بازارهای نوظهور برای کنترل قیمت کالاهای اساسی و کاهش نابرابری مصرف بهکار گرفته میشوند. در ایران، در بهار ۱۴۰۱، ارز ترجیحی برای اغلب کالاهای اساسی حذف شد و پرداخت یارانه نقدی به خانوارها افزایش یافت. این تغییرات، زمینهای مناسب برای بررسی اثرات سیاست ارز چندنرخی بر نابرابری مصرف فراهم کرده است. پژوهش حاضر به ارزیابی اثرات این سیاست بر نابرابری مصرف در تهران میپردازد. برای این منظور، از دادههای فروش روزانه یکی از فروشگاههای زنجیرهای بزرگ تهران، شاخص قیمت مصرفکننده و دادههای درآمدی پایگاه رفاه استفاده شده است. اثرات سیاست مذکور در 16 منطقه از 22 منطقه تهران و با سطوح درآمدی متفاوت، با استفاده از روش تفاضل در تفاضلهای سهگانه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که اگرچه نابرابری مصرف کل بین مناطق تهران تغییر معناداری نداشته است اما در برخی گروههای کالایی، مانند گوشت و لبنیات، در میانمدت افزایش یافته است. این مطالعه نخستین پژوهشی است که اثر بسته سیاستی حذف ارز ترجیحی و پرداخت یارانه را بر نابرابری مصرف بررسی میکند. در نتیجه میتواند بینشهای مفیدی برای سیاستگذاران در ارزیابی اثربخشی سیاست ارز چندنرخی فراهم آورد.
چکیده پژوهش حاضر به بررسی تأثیر جهانیشدن بر اقتصاد زیرزمینی در ایران طی بازه زمانی 13۹۹-۱۳۵۸ پرداخته است. در این راستا، اندازه اقتصاد زیرزمینی با استفاده از روش شاخص چندگانه-علل چندگانه محاسبه شد و سپس، اثرات ابعاد سهگانه جهانیشدن (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) و اجزای دوگانه هر بُعد (عملکردی و قانونی) بر اقتصاد زیرزمینی با بهکارگیری رهیافت خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی بررسی وآزمون شد. نتایج حاصل از برآورد الگوهای پژوهش در بلندمدت حاکی از آن بوده است که ابعاد اقتصادی و اجتماعی جهانیشدن، اثری منفی بر اقتصاد زیرزمینی دارند اما در مقابل، بعد سیاسی جهانیشدن، اثری مثبت بر اقتصاد زیرزمینی دارد. تجزیهوتحلیل تأثیر اجزای هریک از ابعاد جهانیشدن بر اقتصاد زیرزمینی نیز نشانگر آن بوده است که هر دو جزء بعد اجتماعی جهانیشدن، اثری منفی بر اقتصاد زیرزمینی دارند. همچنین اگرچه اثرگذاری منفی جزء قانونی جهانیشدن اقتصادی بر اقتصاد زیرزمینی تأیید شد ولی جزء عملکردی آن با اثر معناداری بر اقتصاد زیرزمینی همراه نبوده است. در ارتباط با اجزای بُعد سیاسی جهانیشدن، برآورد نشان از اثر مثبت و معنادار جزء عملکردی آن بر اقتصاد زیرزمینی داشته درحالیکه جزء قانونی جهانیشدن سیاسی اثر معناداری بر اقتصاد زیرزمینی با خود بههمراه ندارد. یافتههای دیگر آنکه در هر چهار الگو، بیکاری اثری مثبت و تعمیق مالی اثری منفی بر اقتصاد زیرزمینی دارد. نتایج این پژوهش، راهنمای مفیدی برای سیاستگذاران در جهت کاهش اندازه اقتصاد زیرزمینی و افزایش شفافیت اقتصادی کشور خواهد بود.
چکیده به لطف فناوری زنجیره بلوک آینده بانکداری میتواند بدون واسطهها (بهویژه بانکها) رقم بخورد و ازاینرو، از ارز دیجیتال بانک مرکزی و رمزارز باثبات کمپانیهای بزرگ فناوری بهعنوان رقبای اصلی نظام نوین پولی یاد میشود. بر همین اساس در این مقاله با استفاده از یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی، در بازه زمانی 1388:1 تا 1400:4 اثرات اقتصادی انتشار ارز دیجیتال بانک مرکزی ایران (ریال دیجیتال) مدلسازی و مورد تحلیل قرار گرفت. در مدل ما، ریال دیجیتال بهصورت حسابپایه، در دسترس عموم، با قابلیت وضع نرخ بهره و مکمل پول نقد طراحی و نتایج اجرای سیاستهای قاعده کمی و قیمتی با حضور ریال دیجیتال ارائه شد. نتایج مدل براساس دادهها و کالیبراسیون از این حکایت دارد که انتشار ریال دیجیتال ضمن متنوعسازی ابزارهای بانک مرکزی، موجب ارتقای اثرگذاری سیاستهای پولی در صورت وقوع تکانههای بیرونی (طرف عرضه و تقاضا) میشود. از نتایج قابل توجه، بهویژه برای اقتصاد دچار رکود-تورمی ایران، این است که بانک مرکزی با انتشار (حجم مناسبی از) ریال دیجیتال، میتواند با کاهش اثرات منفی وارد به توان تولیدی کشور، به اجرای برنامههای ضدتورمی خود بپردازد. همچنین در کنار اثرگذاری بر سطح تولید، مصرف، سرمایهگذاری و اشتغال، نتایج مدل نشان میدهد که با معرفی ریال دیجیتال به موازات ماندههای پول نقد، مهمترین عامل مؤثر بر سازوکار انتقال، پویاییهای انحراف هزینه مبادله است. در نهایت با عنایت به شتاب روزافزون استفاده از راهحلهای پرداخت الکترونیک در کشور و در نتیجه محو و منسوخ شدن استفاده از پول نقد، بانک مرکزی میتواند با ارائه ریال دیجیتال، ضمن حفظ ارتباط مستقیم خود با آحاد مردم، کاراتر به تداوم ارائه خدمات نقدینگی بپردازد.
افروز سادات فروغی پور، حبیب انصاری سامانی، محمد حسن زارع، زهرا دهقان شعبانی
چکیده در این مطالعه، ساختار جهانی شبکه های سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) با استفاده از دادههای ۱۹۳ کشور جهان برای سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۱ بررسی می شود. هدف این مقاله بررسی تجزیهوتحلیل ساختار کلی شبکههای FDI، مرکزیت ها و جایگاه کشورها در سیستم سرمایهگذاری بینالمللی است. در ادامه با بهرهگیری از روش تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA)، شاخص ترکیبی برای ارزیابی جایگاه کشورها در شبکه محاسبه میشود و براساس آن، بهترین شرکای بالقوه و جایگزین آنها برای کشورها با تأکید بر ایران معرفی میشوند. نتایج نشان می دهد که ساختار شبکه دارای الگوی هسته-پیرامون است و کشورهای ایالات متحده، هلند، لوکزامبورگ، آلمان، بریتانیا، فرانسه، ژاپن، سوئیس، ایرلند و کانادا علاوهبر اینکه در هسته شبکه قرار دارند، شاخص ترکیبی بالایی نیز دارند و بهعنوان مهمترین کشورهای سرمایهگذار در سایر مناطق جهان شناخته میشوند. اما در ایران بهدلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها و روابط سیاسی که وجود دارد، براساس شدت تحریم ها سه سناریو پیشنهاد میشود تا بتواند از ظرفیتهای منطقهای و جهانی برای جذب سرمایه و توسعه اقتصادی بهرهمند شود.
چکیده با توجه به چالشهای فزاینده جامعه در زمینه انسجام اجتماعی و اعتماد متقابل، شناخت عوامل مؤثر بر رفتارهای اخلاقی اهمیت روزافزونی یافته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیرات اسلامیت نهادی بر تمایل به بخشش در ایران، با استفاده از دادههای فصلی دوره ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ و بهرهگیری از مدل NARDL انجام شده است. نتایج نشان میدهد که رابطه میان اسلامیت نهادی و بخشش در کوتاهمدت و بلندمدت نامتقارن است بهطوری که افزایش اسلامیت نهادی اثر مثبت و کاهش آن اثر منفی بر بخشش دارد. در کوتاهمدت، ضریب تأثیر افزایشی 217/0 و کاهشی 15/0- است درحالیکه در بلندمدت این اثرات قویتر بوده و بهترتیب 462/0 و 38/0- هستند. آزمون والد فرضیه تقارن را رد کرده و نشان میدهد که تقویت ارزشهای اسلامی در نهادها نقش مؤثری در ارتقای روحیه گذشت و سرمایه اجتماعی ایفا میکند. بر این اساس، سیاستگذاران باید ضمن تقویت مشروعیت دینی نهادها، از کاهش ارزشهای اخلاقی در ساختارهای حکمرانی جلوگیری کنند تا بستر لازم برای پایداری اعتماد اجتماعی فراهم شود.
چکیده این پژوهش با رویکردی کمّی، همبستگی شرطی میان تورم و دینداری فردی را در چارچوب اقتصاد اسلامی میکاود تا فرضیه اثرگذاری بیثباتی اقتصادی بر سرمایه معنوی را بیازماید. بدین منظور، با تکیه بر دادههای پیمایشی ۳۰۰ خانوار در سال ۱۴۰۴، دینداری بهعنوان متغیر وابسته بر پایه مدل پنجبعدی گلاک و استارک (1965) و با ابزار استاندارد شجاعیزند (۱۳۸۴) عملیاتی شد و مدل اقتصادسنجی پروبیت با کنترل عوامل اجتماعی-اقتصادی برآورد گردید. یافتهها حاکی از رابطهای منفی و معنادار میان تورم و دینداری است. افزایش یک واحد درصدی نرخ تورم با کاهش 2/28 درصدی احتمال پیشبینیشده دینداری (بهعنوان اثر حاشیهای در میانگین) همراه بود، هرچند تغییرپذیری اندک تورم در نمونه، شناسایی علی را محدود میسازد. در مقابل، تحصیلات و درآمد، اثر مثبت و معنادار داشتند. این یافتهها از فرضیه محوری اقتصاد اسلامی مبنی بر فرسایش داراییهای معنوی جامعه در نتیجه بیثباتی کلان حمایت میکند و دلالت سیاستی آن، چارچوببندی مهار تورم بهعنوان اولویتی فرهنگی-دینی در سیاستگذاری عمومی است.
محدثه سلیمانی، علی اصغر بانویی، اسفندیار جهانگرد، تیمور محمدی
چکیده در طول زمان، نوآوری و تغییرات تکنولوژی در فضاهای جغرافیایی بسیاری گسترش یافته است. یکی از انتقادات عمده به مدلهای داده- ستانده، عدم توانایی این مدل در سنجش اثرات تغییرات تکنولوژی، ناشی از نوآوریهای جدید بوده است. در این مقاله، نشان میدهیم که چگونه بهکارگیری روش میدان اثرگذاری، میتواند برای اندازهگیری این منظور استفاده شود. تغییرات تکنولوژی، به صورت تغییر یک یا تعداد بیشتری از درایههای ماتریس ضرایب مستقیم در نظر گرفته میشود و اثرات این تغییرات، در ماتریس معکوس لئونتیف اندازهگیری خواهد شد. سوال این است که تغییرات تکنولوژی در یک بخش، تنها شعاع محدودی از فضای اطراف آن بخش را تحت تاثیر قرار میدهد و یا کل سیستم اقتصادی از این تغییر «تأثیر» میپذیرد؟ به عبارت دیگر، اثر تغییر تکنولوژی یک بخش در اقتصاد، بر سایر بخشها چگونه خواهد بود؟ هدف، ارائه یک روش است که بتواند به صورت کلی میزان اثرپذیری بخشها را نسبت به انواع تغییرات یعنی- یک درایه، تمام درایهها، یک سطر، یک ستون- اندازهگیری کند و میزان اهمیت بخشهای مختلف را بسنجد. برای این منظور، از جداول متعارف داده- ستانده ایران دوره زمانی 1365 تا 1395 به قیمت ثابت سال 1390 مرکز آمار ایران، استفاده شده و تأثیر تغییرات تکنولوژی برای هر بخش با استفاده از ماتریس معکوس لئونتیف و رویکرد میدان اثرگذاری ستونی اندازهگیری شده است. یافتههای مقاله حاکی از آن است که در طول این دوره به طور عمده تغییرات تکنولوژی بخش صنعت و سپس بخش ساختمان بیشترین اثرگذاری و بخش معدن کمترین اثرگذاری را بر
رضا طالبلو، پریسا مهاجری، عباس شاکری، تیمور محمدی، زهرا ذبیحی
چکیده دستیابی به بینش صحیح از ساختار اتصالات و سرریز تلاطمات بین صنایع مختلف بورسی، نقش مهمی در مدیریت ریسک و تشکیل سبد بهینه سهام ایفا میکند. همچنین تحلیل اتصالات بین بخشی، در تدوین سیاستهای محرک رشد اقتصادی و طراحی اقدامات پیشگیرانه برای ممانعت از انتشار ریسک سیستمی به سیاستگذاران کمک میکند. در این راستا، مقاله حاضر تلاش میکند تا با استفاده از دادههای 3370 روز کاری مشترک طی دوره زمانی 1/7/1388 تا 31/6/1402 برای 20 صنعت بورسی (که بالغ بر 80 درصد بازار سهام ایران را تشکیل میدهد) و به کارگیری رویکرد اتصالات مبتنی بر مدل خودرگسیون برداری با پارامترهای متغیر طی زمان (TVP-VAR)، ریسک سیستمی و اتصالات تلاطمات بازده شبکه بازار سهم را برآورد نماید. علاوه بر این، رویکرد حداقل اتصالات را در سبدسازی بهینه سهام به کار گرفته و عملکرد آن را با دو رویکرد مرسوم مقایسه نماید. یافتهها حکایت از آن دارد که اولاً ریسک سیستمی در بازار سهام ایران قابل ملاحظه است و در سه سال اخیر به ارقام بیسابقه 80 درصدی نیز رسیده است. ثانیاً چهار صنعت صادراتی بزرگ (پتروشیمی، فلزات، معادن و پالایشگاه)، قویترین اتصالات زوجی را تجربه میکنند و در میان آنها، فلزات اساسی در نقش یکی از انتقالدهندگان مهم تلاطمات به کل شبکه سهام ظاهر میشود. ثالثاً سبد سهام مبتنی بر روش حداقل اتصالات در مقایسه با روشهای حداقل واریانس و حداقل همبستگی، عملکرد بهتری را بر اساس معیارهای بازدهی تجمعی و اثربخشی هج (پوشش) از خود به نمایش میگذارد.
چکیده یکی از چالش های مهم در مطالعات تجربی مربوط میشود به شناسایی پویایی های حباب هایی که بطور دوره یی شکل گرفته و ریزش می نمایند . مطالعه حاضر تلاشی است در این حوزه که در ابتدا به بررسی برخی محدودیت های مترتب بر یکی از روش های معمول نسبتا نوین در ادبیات اقتصادی در رابطه با شناسایی حباب های عقلایی در بازار اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1388-1399میپردازد. سپس با اتخاذ رویکرد مبتنی بر الگوی تغییر رژیم مارکوف در این حوزه به گسترش روش متعارف ان با لحاظ سازی تعامل پویای قیمت های دارایی در بازار با عامل پنهان در فرایند شکل گیری و ریزش حباب ها می پردازد. نشان داده میشود که چگونه این چارچوب ضمن ارتقائ کارایی شناسایی حباب های مالی با تقلیل خطای تصریح مدل های پویا نسبت به روشهای جایگزین موجود، برایند کیفیت تعاملات معامله گران در بازار را بدون در نظر گرفتن هیچ پیش فرض خاصی در خصوص چگونگی تعاملات انها بویژه در رابطه با هماهنگ سازی انتظارات ودر پی ان رفتار معاملاتی انها، میتواند بطور ضمنی ملحوظ سازد. یافته ها با کاربست این روش حاکی از تجربه حباب در قیمت دارایی ها تنها برای دوره 1397:01-1399:05 برخلاف کاربست روش متعارف که متضمن عدم وجود حباب و یا وجود دو دوره حبابی 1391:01-1393:05 و 1397:01-1399:05در بازار اوراق بهادار تهران میباشند.
چکیده موضوع فقر جوانان ارتباط مستقیمی با وضعیت بیکاری و محرومیت آنان از فرآیندهای تحصیلی، اشتغال و رشد فردی دارد. درنتیجه به منظور مقابله با چالش فقر جوانان، باید تمرکز اصلی بر تسهیل دسترسی پدیده جمعیتیNEET به آموزش با کیفیت و فرصتهای شغلی شرافتمندانه قرار گیرد. با توجه به این که این گروه از افراد، تهدیدی بالقوه برای دستیابی کشور به یکی از مهمترین اهداف توسعه پایدار یعنی پایان دادن به فقر از طریق کار شایسته و رشد اقتصادی بوده و جمعیت جوان را به یک چالش و نه فرصت در اقتصاد تبدیل میکنند، بررسی تاثیری که بر فقر میگذارند و تاثیری که از فقر میپذیرند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در همین راستا هدف مقاله حاضر بررسی رابطه همزمان میان فقر خانوار و پدیده جمعیتی در جامعه شهری و روستایی ایران در سال 1401 میباشد. بدین منظور با بهرهگیری از ریزدادههای طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی نخست خط فقر بر پایه رویکرد فقر چندبعدی محاسبه و خانوارهای فقیر شناسایی شد. سپس خانوارهایی که دارای پدیدهجمعیتی هستند نیز مشخص گردید. نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش با استفاده از روش حداقل مربعات دو مرحلهای (2SLS) نشان داد که در مناطق شهری پدیده جمعیتی و فقر هر دو تاثیر مثبت و معناداری بر یکدیگر می گذارند. بر خلاف مناطق شهری نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش در مناطق روستایی مشخص کرد که پدیده جمعیتی تاثیر معناداری بر فقر خانوار ندارد اما از سوی دیگر فقر خانوار تاثیر مثبت و معناداری بر آن میگذارد
چکیده یک دلیل عمده سوق افراد به سمت مشاغل غیررسمی انگیزههای ضرورت میباشد. در واقع اشتغال غیررسمی نوعی استراتژی بقا برای کسانی است که راهی جز کار کردن در این نوع مشاغل با دستمزد پایین در جهت کسب درآمد و حمایت از خود و خانوادههایشان نمییابند. در سطح توسعه تداوم این روند توان رقابت اقتصادی و کیفیت زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار داده و بنیه تولید ملی و تولید فناورانه و نوآورانه را با محدودیتهای جدی رو به رو میسازد. در همین راستا هدف مقاله حاضر بررسی اثر فقر خانوار به همراه سایر عوامل اقتصادی-اجتماعی بر اشتغال غیررسمی در مناطق شهری ایران در سال 1398 است. برای این منظور با بهرهگیری از ریز دادههای طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری، نخست خط فقر بر پایه رویکرد فقر مطلق برای مناطق شهری محاسبه و خانوارهای فقیر شناسایی شد. سپس با توجه به شاخص ارائه شده در این پژوهش نوع اشتغال خانوارها به لحاظ رسمی و غیررسمی بودن مشخص گردید. نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش با استفاده از روش دو مرحلهای هکمن پروبیت حاکی از آن است که فقر خانوار منجر به افزایش معناداری در اشتغال غیررسمی میشود به طوری که با افزایش در فقر، احتمال شاغل غیررسمی بودن به میزان 57/0 افزایش مییابد. پیام راهبردی مطالعه آن است که صرفا با ارتقاء بنیه تولید فناورانه و خلق قابلیتهای ارزش آفرینانه متکی به بهرهوری فزاینده است که میتوان بر معضل فقر و همچنین اشتغال غیررسمی در ایران غلبه کرد.
زهرا بیگدلی شاملو، عباس شاکری، تیمور محمدی، سیروس امیدوار
چکیده موضوع عرضه پول از دیرباز مورد توجه اقتصاددانان بوده واز این رو مطالعات نظری و تجربی فراوانی در این زمینه انجام شده است. هدف اصلی این مطالعه تحلیل ماهیت فرآیند خلق پول با بررسی رویکردها به این فرآیند در ایران است، که می توان آنها را در دو گروه درونزایی و برونزایی پول طبقه بندی نمود. درونزایی پول به این معناست که عرضه پول در اقتصاد به طور مستقیم تحت تاثیر فعالیتهای اقتصادی و شرایط موجود در آن اقتصاد است و منحصراً توسط بانک مرکزی تعیین نمی شود. درونزایی پول همچنین می تواند نقش بسیار مهمی در تعیین کارایی و اثربخشی سیاستهای پولی بر شاخص های اقتصاد کلان ایفا کند. بنابراین به منظور آزمون درونزایی براساس دیدگاههای پساکینزی با استفاده از داده های سالانه 1357-1400 برای تعیین مدل زمان-متغیر عرضه پول از روش دومرحله ای و رهیافت حالت-فضا استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که اولاً پول درونزاست ثانیا تاثیر متغیرهای توضیحی بر آن در طول زمان ثابت نیست و بنابراین تغییر سیاستهای پولی از هدفگذاری بر کلهای پولی متناسب با شرایط درونزایی پول ضروری است.
چکیده تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع طبیعی، چالشهای اساسی برای پایداری شهری ایجاد کردهاند. در این راستا، اقتصاد سبز دایرهای به عنوان یک رویکرد نوین در مدیریت شهری مطرح شده است که هدف آن کاهش مصرف منابع، به حداقل رساندن تولید زباله، افزایش بهرهوری و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. با توجه به کمبود مطالعات جامع در این حوزه، پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب به شناسایی و طبقهبندی شاخصهای کلیدی اقتصاد سبز دایرهای در مدیریت شهری هوشمند پرداخته است. این مطالعه یک پژوهش توسعهای با رویکرد مرور نظاممند است که از روش فراترکیب برای تحلیل و ترکیب یافتههای حاصل از 28 مقاله منتخب بهره برده است. در مجموع 44 مؤلفه اولیه استخراج و بر اساس ارزیابی اعتبار به روش لاوشه، 40 مؤلفه نهایی در قالب 8 شاخص اصلی شامل: متابولیسم شهری دیجیتال، طراحی شهر هوشمند، بازیافت هوشمند، چرخه انرژی سبز، کارآفرینی سبز، حکمرانی دایرهای هوشمند، بریکولاژ و فناوری هوشمند سبز، تأیید شد. برای بررسی اعتبار مقالات و دادههای گردآوریشده، از برنامه مهارتهای ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد و روایی بین کدگذاران از طریق آزمون پی اسکات مورد تأیید قرار گرفت. یافتههای این پژوهش چارچوبی جامع از شاخصهای اقتصاد سبز دایرهای ارائه میدهد که میتواند به عنوان نقشه راهی برای سیاستگذاران و مدیران شهری در جهت ایجاد شهرهای پایدار، هوشمند و کارآمد مورد استفاده قرار گیرد.
چکیده چکیده: رابطه بین دموکراسی، بوروکراسی و فساد موضوعی است که توجه بسیاری را در محافل دانشگاهی و سیاستگذاری به خود جلب کرده است. دیدگاههای مختلفی در مورد چگونگی تعامل این سه مفهوم وجود دارد، پیچیدگیهای موجود اغلب تحلیلهای ساده و ایستا را ناکافی میسازد. این پژوهش به بررسی رابطه پویا بین دموکراسی، بورکراسی و فساد با استفاده از تحلیل زمان فرکانس مبتنی بر روش تحلیل موجک طی سالهای 1984 تا سال 2022 میپردازد. یافتهها نشان میدهد که در افق زمانی کوتاهمدت، تأثیر علی دموکراسی و بورکراسی بر فساد بسیار پویا بوده و جهت علیت و نوع رابطه در طول زمان تغییر نموده است. در میانمدت، اگرچه تأثیر علی منفی دموکراسی و بورکراسی بر فساد پدیده غالب است، اما دورههایی نیز وجود دارد که در آن فساد به صورت علی و با تأثیری مثبت بر دموکراسی و بورکراسی عمل کرده است، که نشاندهنده یک رابطه دو سویه بالقوه در این بازه است. در دوره بلندمدت رابطه بین دموکراسی و بورکراسی با فساد با همدوسی قوی و مثبت مشخص میشود. در نهایت، این مطالعه بر ماهیت چندوجهی و وابسته به زمان رابطه بین دموکراسی، بورکراسی و فساد تأکید میکند. درک این پویاییها برای طراحی استراتژیهای مؤثر ضد فساد که تغییرات کوتاهمدت و روندهای بلندمدت را در نظر میگیرند، ضروری است. نتایج این مطالعه حاکی از ضرورت تقویت نهادهای دموکراتیک، ایجاد بورکراسیهای کارآمد و شفاف و پرداختن به عوامل اساسی مانند اراده سیاسی برای حل مسئله، تسلط نخبگان برای دستیابی به پیشرفت پایدار و مبارزه با فساد از طریق شفافیت متمرکز است.
علی جوان جعفری، لطفعلی عاقلی، وحید قاسمی رشیدآبادی
چکیده وقف بهعنوان یک نهاد اقتصادی و اجتماعی در اسلام، نقش اساسی در تأمین منابع مالی برای خدمات عمومی به ویژه در حوزه سلامت دارد. این پژوهش به بررسی موانع و چالشهای موجود در بهرهبرداری از وقف در نظام سلامت ایران پرداخته است. با استفاده از روش دلفی فازی، هشت عامل کلیدی شناسایی و تحلیل شد که بر کارکرد وقف سلامت تأثیرگذار هستند. این عوامل شامل کمبود قوانین حمایتی، مقاومت در برابر تغییرات، مشکلات در سرمایهگذاری بلندمدت، عدم وجود سیستمهای نظارتی و ارزیابی، ضعف در مدلهای مدیریتی نوین، ناکارآمدی روشهای سنتی در مدیریت منابع وقف، مشکلات در بهکارگیری ابزارهای مالی نوین و کمبود آموزش در زمینه وقف سلامت هستند. نتایج پژوهش نشان داد که عدم توجه به این عوامل میتواند به کاهش اثربخشی وقف در تأمین مالی نظام سلامت منجر شود.
پیشنهادات سیاستی برای بهبود وضعیت وقف سلامت شامل تدوین قوانین حمایتی جدید، ترویج آموزش و آگاهیبخشی در خصوص ظرفیتهای وقف، ایجاد سیستمهای نظارتی و ارزیابی شفاف، توسعه مدلهای مدیریتی نوین و بهرهبرداری از ابزارهای مالی نوین همچون وقف نقدی و سهام است. علاوه بر این، بهبود هماهنگی میان نهادهای دولتی و نهادهای وقفی برای تخصیص هدفمند منابع و بهبود عملکرد موقوفات ضروری است. با اعمال این اصلاحات، میتوان از ظرفیتهای وقف برای تقویت نظام سلامت ایران و افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی برای اقشار مختلف جامعه بهرهبرداری کرد.
چکیده شهرنشینی و تمرکز جمعیت از عوامل مؤثر بر عملکرد اقتصادی و ظرفیتهای توسعهای مناطق به شمار میروند. اگرچه تراکم جمعیت میتواند از طریق افزایش بهرهوری، صرفههای ناشی از تجمع و تقویت تعاملات اقتصادی به رشد منطقهای کمک کند، اما تأثیر آن بر تابآوری اقتصادی تحت تأثیر شرایط نهادی مناطق قرار دارد. هدف این پژوهش بررسی نقش تعدیلگری ناهمگنی نهادی در رابطه میان تراکم جمعیت و تابآوری اقتصادی در استانهای ایران است. ناهمگنی نهادی در سه بعد سطح اطلاعرسانی، درجه صنعتیشدن و میزان بازارمحوری مورد سنجش قرار گرفته است. این مطالعه با استفاده از دادههای پانل ۳۱ استان ایران طی دوره ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۳ و بهکارگیری الگوی رگرسیون پانل با اثرات ثابت (GLS) انجام شده است. همچنین، برای کنترل مسئله درونزایی و بررسی جهت علیت، از آزمون علیت گرنجر پانل و روش متغیر ابزاری (IV) استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که تراکم جمعیت اثر مثبت و معناداری بر تابآوری اقتصادی دارد؛ بهگونهای که استانهای دارای تراکم جمعیتی بیشتر، توانایی بالاتری در مواجهه با شوکهای اقتصادی و بازگشت به مسیر رشد از خود نشان میدهند. افزون بر این، اثر مثبت تراکم جمعیت در استانهایی با سطح اطلاعرسانی بالاتر، ساختار صنعتی توسعهیافتهتر و بازارهای کاراتر تقویت میشود که بیانگر نقش مهم شرایط نهادی در شکلدهی تابآوری اقتصادی است. نتایج آزمونهای علیت نیز نشان میدهد که جهت تأثیر عمدتاً از تراکم جمعیت به تابآوری اقتصادی بوده و شواهدی از علیت معکوس مشاهده نمیشود. این یافتهها بر اهمیت مدیریت هوشمند جمعیت و تقویت زیرساختهای نهادی برای ارتقای تابآوری اقتصاد منطقهای تأکید دارند.
وحید شعبانی، کامبیز هژبرکیانی، سیدشمس الدین حسینی، مرجان دامن کشیده
چکیده تسهیلاتدهی بانکی به عنوان یکی از اصلیترین مؤلفههای عملیات بانکی، نقش مهمی در تعیین سطح سودآوری مؤسسات مالی ایفا میکند. این پژوهش با هدف بررسی اثرات تسهیلاتدهی بر سودآوری بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. با استفاده از دادههای ۲۰ بانک طی دوره ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ و روش رگرسیون کوانتایل با اثرات ثابت، نتایج نشان میدهد که ضریب متغیر LOAN با در نظر گرفتن متغیر مجازی برای بانکهای با سطح تسهیلات بالا، از لحاظ آماری معنادار گردیده است (ضریب ۰.۰۳۶۹، سطح معنیداری ۰.۰۲۸). این یافته حاکی از آن است که پس از کنترل تفاوتهای گروهی، رابطه مثبت و معناداری بین تسهیلاتدهی و سودآوری در بانکهای بورسی ایران وجود دارد. نسبت سپرده به دارایی (ضریب ۰.۰۵۳۰-) و مطالبات غیرجاری (ضریب ۰.۸۱۴۵-) اثر منفی و معناداری بر سودآوری دارند (سطح معنیداری ۱ درصد). اندازه بانک در سطح ۱۰ درصد اثر منفی و رشد نقدینگی در سطح ۱۰ درصد اثر مثبت دارد. مقدار Pseudo R² معادل ۰.۳۵۶ نشاندهنده قدرت توضیحدهندگی بالای مدل است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مطالبات غیرجاری به عنوان یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده سودآوری بانکهای ایران محسوب میشود و مدیریت کارآمد ریسک اعتباری میتواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد بانکها ایفا نماید. پیشنهاد میشود بانک مرکزی در چارچوب نظارت مبتنی بر ریسک، با اتخاذ رویکردی تفکیکی، ضوابط نظارتی را متناسب با سطح تسهیلاتدهی و ریسک هر بانک طراحی نماید. همچنین مدیران بانکها میتوانند با بهینهسازی ترکیب داراییها و تمرکز بر کیفیت تسهیلاتدهی، بازدهی خود را افزایش دهند.
سید احمد ایت اللهی، عباس عصاری آرانی، حسین صادقی سقدل، امیرحسین مزینی
چکیده افزایش شیوع بیماریهای غیرواگیر و اختلالات سلامت روان به یکی از چالشهای مهم سلامت عمومی و عملکرد بلندمدت اقتصاد ایران تبدیل شده است. این بیماریها از طریق مرگومیر زودرس، ناتوانی، کاهش مشارکت و بهرهوری نیروی کار، و افزایش هزینههای درمان، میتوانند بر تولید ملی و انباشت سرمایه اثر منفی بگذارند. هدف این پژوهش، برآورد بار کلاناقتصادی بیماریهای غیرواگیر و اختلالات سلامت روان در ایران طی دوره 2020 تا 2050 است. برای این منظور، از یک مدل تولید کلاناقتصادی تقویتشده با سرمایه انسانی استفاده شده است که در آن بیماریها از دو مسیر اصلی بر اقتصاد اثر میگذارند: کاهش عرضه مؤثر نیروی کار ناشی از مرگومیر و ناتوانی، و کاهش انباشت سرمایه فیزیکی در اثر هزینههای درمان. دادههای پژوهش شامل پیشبینیهای جمعیتی، نرخهای مشارکت نیروی کار، موجودی سرمایه، سالهای تحصیل و شاخصهای بار بیماری مبتنی بر DALY و مرگومیر است. بار تجمعی بیماری طی دوره مورد بررسی، حدود 45/18 میلیون سال ازدسترفته عمر تعدیلشده با ناتوانی (DALY) برآورد شد و زیان تجمعی تولید ناخالص داخلی ناشی از این بیماریها به حدود 1181 میلیارد دلار بینالمللی 2024 (PPP) میرسد که معادل 33/2 درصد از GDP تجمعی کشور است. بیشترین سهم این زیان به بیماریهای قلبی–عروقی، سرطانها و دیابت و بیماریهای کلیوی مربوط است. تحلیل حساسیت نیز نشان میدهد که نتیجه اصلی پژوهش درباره بزرگی بار اقتصادی این بیماریها از پایداری نسبی برخوردار است. این یافتهها بر ضرورت تقویت سیاستهای پیشگیری، تشخیص زودهنگام، مدیریت بیماریهای مزمن و توسعه خدمات سلامت روان در ایران دلالت دارد.
چکیده اعمال تحریمهای مختلف بر اقتصاد ایران اثرات نامطلوبی بر تولید و رفاه اجتماعی بهجای گذاشتهاند، اما در کمتر مطالعهای به کمّی کردن تاثیر شدت تحریمها بر تولید و همچنین رفاه اقتصادی پرداخته شده است. هدف این تحقیق در ابتدا بسط یک الگوی رشد تعمیمیافته با وجود تحریم و نرخ ارز تصادفی است. پس از بسط الگو، سه سناریو با توجه به نوع تحریم برای اقتصاد ایران تعریف شده که در آنها اثرات تحریمها بر سطوح تولید و رفاه اجتماعی بررسی می شود. در الگوی بسط داده شده، تحریمها به دو دسته تحریمهای نفتی و تحریمهای کالاهای مصرفی، واسطهای و سرمایهای تقسیم شدها ند. با استفاده از تابع ارزش تصادفی همیلتون بلمن ژاکوبین (SHBJ) و همچنین روش بهینهسازی تکاملی الگوریتم ژنتیک در سه سناریو تغییرات تولید و رفاه اجتماعی در وضعیت یکنواخت برای اقتصاد ایران کالیبره و بررسی شده است. نتایج نشاندهنده این موضوع است که در سناریوی اول تحریمها بیشتر بر تولید اثر خواهد کرد در حالی که در سناریوی دوم که تحریمهای نفتی اعمال میشود، اثر آنها بر رفاه اجتماعی محسوستر میشود. در سناریوی سوم که ترکیبی از تحریمهای فروش نفت و کالاهای مصرفی، واسطهای و سرمایهای اعمال شده، تاثیر تحریمها نسبت به دو سناریوی قبلی بسیار وسیعتر خواهد بود. براساس تولید تحقق یافته سال 1390 شدت تاثیر تحریمهای نفتی کاهشی معادل 30 درصد در تولید ناخالص داخلی داشته و اعمال انواع تحریمها بین 30 تا 50 درصد در کاهش تولید ناخالص داخلی نقش داشتهاند.
چکیده دینار ، واحد پول رایج دولت روم و درهم ، واحد پول رایج دولت ایران قبل از اسلام بود . پس از اسلام این دو واحد پول در مملکت اسلامی رایج شد . در سال 74 هجری قمری به طور مستقل دینار و درهم اسلامی ضرب شد . برآورد ارزش پول آن زمان از جهات مختلفی حائز اهمیت است . در این مقاله ، ارزش درهم و دینار به دو روش برآورد شده است . نتایج به دست آمده از روش محاسبه ارزش ذاتی دینار و روش محاسبه قدرت خرید دینار نشان داد که ارزش هر دینار تقریبا 293 تا 356 هزار ریال است .
سید کمیل طیبی، خدیجه نصرالهی، مهدی یزدانی، سید حسن ملک حسینی
چکیده تحلیل اثر عبور نرخ ارز بر شاخص قیمتها در اعمال سیاستهای اقتصادی ضد تورمی برای کشورهای دارای تورم بالا، مثل ایران ضرورت دارد. پدیده عبور نرخ ارز رابطه بین تغییرات ارزش پول ملی و روابط تجارت خارجی یک کشور را توضیح میدهد. هدف این پژوهش، تحلیل اثر عبور نرخ ارز بر تورم در ایران به عنوان یکی از کشورهای مهم صادرکننده نفت است. برای این منظور، از دادههای فصلی طی دوره زمانی 1370:1 تا 1391:4 استفاده شده است. رهیافت مورد استفاده در این مطالعه الگوی خودتوضیحبرداری ساختاری و متغیرهای مورد استفاده در آن شامل درآمدهای نفتی، شکاف تولید، نرخ ارز بازار آزاد، شاخص قیمت واردات، شاخص قیمت تولیدکننده، شاخص قیمت مصرفکننده و حجم پول بوده است. نتایج حاصل از برآورد الگو در قالب توابع ضربه- عکسالعمل و تجزیه واریانس حاکی از آن است که اگر چه عبور نرخ ارز به تورم شاخصهای مختلف قیمت ناقص بوده، اما تغییرات نرخ ارز سبب نوسان در شاخصهای مختلف قیمت شده و قسمتی از تغییرپذیری تورم داخلی را در دوره مورد بررسی توضیح داده است. همچنین سهم تورم وارداتی در توضیح نوسانهای تورم داخلی نشان از وابستگی اقتصاد کشور به واردات داشته است.
چکیده مقایسه و سنجش سطح توسعه یافتگی کشورها از مباحث مهمی است که مورد توجه مدیران و کارشناسان اقتصادی کشورهای مختلف، سازمان های بین المللی و اندیشمندان توسعه اقتصادی قرار گرفته است. شاخص توسعه انسانی نیز، به گسترش آن رونق بیشتری داده، امکان تهیه و استفاده از شاخص واحد برای توضیح پدیده چند بعدی و گسترده توسعه را عملا نشان داده است.
امروزه درآمد سرانه و شاخص توسعه انسانی به طور وسیع و فراگیر برای مقایسه سطح توسعه کشورها مورد استفاده قرار می گیرد که همانند هر شاخص دیگری دارای نقاط ضعف و قوت متعددی است. این مقاله، ضمن بحث در این خصوص، تلاش دارد با استفاده از دو روش تحلیل عاملی و تاکسنومی عددی در تهیه شاخص واحد توسعه یافتگی برای یکصد کشور، ضمن حذف هم بستگی خطی بین متغیرها، تعداد نماگرهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مورد استفاده در آن را به حدود 90 متغیر افزایش دهد طبیعی است که این روش نیز دارای نقاط ضعف بسیار باشد که لازم است مورد بحث و بررسی بیشتر قرار گیرد
چکیده هدف از این پژوهش بررسی درجه تمرکز و قدرت بازاری در صنایع کارخانهای ایران میباشد. در این تحقیق به منظور ارزیابی درجه تمرکز صنعتی از رهیافت "تابع تغییرپذیر درون صنعتی حاشیه سود" و رویکرد U دیویس[1] استفاده شده است. در این رویکرد، وزن متغیر توزیع نابرابری صنایع (کشش توزیع نابرابری) به صورت برونزا نبوده و براساس رهیافت پارامتریک و به صورت درونزا تعیین میشود. دادههای بکار رفته در این پژوهش شامل اطلاعات مرتبط با اجزای تابع هزینه ترانسلوگ و توابع سهم هزینه نهاده، سهم بازاری بنگاهها، تعداد بنگاهها و قیمت محصولات 23 صنعت کد دو رقمی ISIC[2] در دوره 88-1375 میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که "کشش توزیع نابرابری سهم بازاری"در صنایع کارخانهای ایران کمتر از 5/0 میباشد و بر این اساس میتوان دریافت سهم بازاری بنگاههای صنعت، نسبت به ورود بنگاههای جدید، تقریباً حساس است. نتایج تحقیق نشان میدهد میانگین شاخص تمرکز U دیویس صنایع کارخانهای کشور 038/0 میباشد و بیشترین درجه تمرکز دیویس محاسبه شده در صنایع کشور به "صنعت تولید محصولات از توتون و تنباکو" با مقدار تمرکز 616/0، اختصاص دارد و همچنین کمترین میزان تمرکز دیویس مربوط به "صنعت تولید محصولات پلاستیکی" و "صنعت سایر محصولات کانی غیرفلزی"میباشد
[1]. U Davies
[2]. International Standard Industrial Classification
چکیده بانک ها به عنوان مهم ترین نهاد بازار پولی نقش بسیار مهمی را در اقتصاد هر کشور داشته و با توجه به نقش آنها و همچنین، بازتاب سریع سیاست های این بخش در کل اقتصاد کشور، اندازه گیری کارایی بانک ها و شناخت نوع کارایی آنها از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا افزایش کارایی بانک ها نه تنها سودآوری آنها، بلکه افزایش رفاه عمومی را به دنبال خواهد داشت. اندازه گیری کارایی و بهره وری، اساسی ترین گام برای ارتقای کارایی و بهره وری است، بدین معنی که دقیقا مشخص می شود چه منابعی صرف شده و در قبال آن چه چیزی به دست آمده است. در این پژوهش با هدف اندازه گیری کارایی بانک های تجاری دولتی و خصوصی کشور و تعیین جایگاه آنها، از نظر کارایی هزنیه و کارایی سود، مقایسه وضعیت کارایی طرف سود و طرفه هزینه، همچنین تعیین تغییرات زمانی کارایی را در دوره 1381-1384 انجام داده ایم. برای اندازه گیری کارایی از روش مرز تصادفی و از الگوی خطای ترکیب بتیس و کولی (1992) که اساس آن روش حداکثر درست نمایی با داده های تابلویی است، استفاده کرده ایم. نیروی کار، سرمایه فیزیکی و سرمایه مالی به عنوان عوامل و میزان تسهیلات، اوراق مشارکت و سایر دارایی های درآمدزا به عنوان محصول در نظر گرفته شده اند. در این پژوهش همچنین نسبت های حسابداری هزینه به دارایی و سود به دارایی را محاسبه کرده و همبستگی آن با کارایی هزینه و کارایی سود را مورد بررسی قرار داده ایم. یافته ها نشان می دهد که بیشتر بانک های خصوصی در کارایی سود و بیشتر بانک های دولتی در کارایی هزینه، در سطح بالاتری قرار داشته اند. کارایی هزینه در طول دوره بررسی کاهش و کارایی سود افزایش یافته است. افزون بر این، کارایی سود و کارایی هزینه به طور مثبت همبسته نبوده اند، به این معنی که افزایش کارایی سود با افزایش کارایی هزینه همراه نیست. دامنه کارایی هزینه از 46.88 (بانک صادرات) تا 91.58 (بانک تجارت) و با میانگین 68.79 درصد و دامنه کارایی سود از 61.16 (بانک ملی) تا 94.85 (بانک سپه) و با میانگین 85.3 درصد بوده و بدین معنی است که بانک های تجاری داخلی برای کارایی هزینه 31.21 درصد و برای کارایی سود 14.7 درصد امکان بهبود دارند. پراکندگی کارایی سود بیشتر از پراکندگی کارایی هزینه است و نشان می دهد که کارایی سود از متغیرهای بیشتری تاثیر می پذیرد.
دوره 2، شماره 4 و 5(بهار و تابستان)، بهار 1379، صفحه 130-184
علی حسن زاده
چکیده طی پنجاه سال اخیر در مقایسه با پنج قرن گذشته، میزان فقر در همه کشورهای جهان از کاهش چشمگیری برخوردار بوده است. با این حال، هنوز فقر به عنوان یک پدیده هولناک مانعی برای توسعه پایدار بوده و زندگی بشر را مورد تهدید قرارداده است. حال، این سوال مطرح است که چرا جامعه بشری که میلیون ها سال سابقه زیست در کره خاکی دارد تا این اندازه دیر بر این مشکل تاریخی فایق آمده و چرا درجه موفقیت در این زمینه در بخش وسیعی از دنیای امروز تا این حد کم و ناچیز بوده است؟ در سال های اخیر، در کشور ما نیز این مسئله مورد توجه گسترده ای قرار گرفته است. با این حال، علی رغم این تلاش و صرف منابع مالی قابل ملاحظه ای تحت عنوان کمک به اقشار یا مناطق محروم هنوز حجم وسیعی از فقر و محرومیت ملاحظه می شود. در این راستا، به منظور ارایه یک راهکار مناسب، بررسی عوامل موثر بر فقر و تخمین شدت تاثیر هر یک از عوامل برای اولویت بندی و تخصیص منابع محدود برای اجرای سیاست ها و برنامه های فقرزدایی از اهمیت بالایی برخوردار است. مطالعه حاضر با استفاده از مجموعه ای از نظریات محققین و دانشمندان در قالب نظریه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و جمعیتی و براساس یک الگوی اقتصاد سنجی سعی در شناسایی عوامل موثر بر فقر در ایران و اندازه گیری شدت تاثیرگذاری هر یک از این عوامل نموده است. براساس نتایج مطالعه حاضر، سرمایه گذاری در نیروی انسانی، اصلاح ساختار توزیع درآمد و ثروت، رشد شهرنشینی و صنعتی شدن مهمترین عوامل موثر بر کاهش فقر در استان های کشور معرفی شده است.
چکیده تورم بالا و مستمر در اقتصاد ایران به عنوان یک معضل ساختاری دارای پیامدهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی گستردهای است و برای کنترل تورم در کشور، سیاستگذاران باید سیاستهای مناسب، به موقع و متناسب با ساختارهای اقتصادی را اتخاذ کنند. از این رو، هدف این مطالعه، شناسایی ماهیت تورم و ارائه تحلیلهای واقعی در مورد تورم است. برای این منظور، مطالعه حاضر با استفاده از رویکرد تبدیل موجک پیوسته پویاییهای رابطه علی میان تورم و نقدینگی و رابطه میان تورم و نرخ ارز را با استفاده از دادههای ماهانه طی سالهای 1361: 1 تا 1399: 12 در اقتصاد ایران مورد بررسی قرار میدهد. طبق نتایج تحقیق: 1- نقدینگی در بلندمدت بر نرخ تورم تاثیرگذار نیست و علیت معکوس (علیت از سمت تورم به نقدینگی) وجود دارد و این نتیجه موید تایید درونزایی نقدینگی در بلندمدت در اقتصاد ایران است. 2- تکانههای رشد نرخ ارز (طرف عرضه اقتصاد) بر تورم موثر است؛ به گونهای که نرخ ارز در هر دو فرکانس کوتاهمدت و بلندمدت اثر معناداری بر تورم داشته است.