بهکارگیری روش میدان اثرگذاری در سنجش تغییرات تکنولوژی در چارچوب جداول داده- ستانده ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 دی 1402
https://doi.org/10.22054/ijer.2023.74222.1194
محدثه سلیمانی، علی اصغر بانویی، اسفندیار جهانگرد، تیمور محمدی
چکیده در طول زمان، نوآوری و تغییرات تکنولوژی در فضاهای جغرافیایی بسیاری گسترش یافته است. یکی از انتقادات عمده به مدلهای داده- ستانده، عدم توانایی این مدل در سنجش اثرات تغییرات تکنولوژی، ناشی از نوآوریهای جدید بوده است. در این مقاله، نشان میدهیم که چگونه بهکارگیری روش میدان اثرگذاری، میتواند برای اندازهگیری این منظور استفاده شود. تغییرات تکنولوژی، به صورت تغییر یک یا تعداد بیشتری از درایههای ماتریس ضرایب مستقیم در نظر گرفته میشود و اثرات این تغییرات، در ماتریس معکوس لئونتیف اندازهگیری خواهد شد. سوال این است که تغییرات تکنولوژی در یک بخش، تنها شعاع محدودی از فضای اطراف آن بخش را تحت تاثیر قرار میدهد و یا کل سیستم اقتصادی از این تغییر «تأثیر» میپذیرد؟ به عبارت دیگر، اثر تغییر تکنولوژی یک بخش در اقتصاد، بر سایر بخشها چگونه خواهد بود؟ هدف، ارائه یک روش است که بتواند به صورت کلی میزان اثرپذیری بخشها را نسبت به انواع تغییرات یعنی- یک درایه، تمام درایهها، یک سطر، یک ستون- اندازهگیری کند و میزان اهمیت بخشهای مختلف را بسنجد. برای این منظور، از جداول متعارف داده- ستانده ایران دوره زمانی 1365 تا 1395 به قیمت ثابت سال 1390 مرکز آمار ایران، استفاده شده و تأثیر تغییرات تکنولوژی برای هر بخش با استفاده از ماتریس معکوس لئونتیف و رویکرد میدان اثرگذاری ستونی اندازهگیری شده است. یافتههای مقاله حاکی از آن است که در طول این دوره به طور عمده تغییرات تکنولوژی بخش صنعت و سپس بخش ساختمان بیشترین اثرگذاری و بخش معدن کمترین اثرگذاری را بر
اثر ساختار صنعت بر کارایی اقتصاد سبز در استانهای ایران (رهیافت توبیت فضایی)
دوره 30، شماره 105، زمستان 1404، صفحه 231-259
https://doi.org/10.22054/ijer.2026.87313.1385
فریبا رشنو، مریم شریف نژاد، غلامعلی حاجی
چکیده تعادل بین توسعه اقتصادی و پایداری محیط زیست مهمترین مؤلفه تعیینکننده توسعه پایدار است. ازطرفدیگر، تعیین ساختار بهینه صنعت یکی از عوامل مهم اثرگذار بر رشد اقتصادی و اقتصاد سبز است. لذا پژوهش حاضر با استفاده از شواهد آماری استانهای ایران طی دوره زمانی 1400-1390 و رهیافت توبیت فضایی به بررسی اثر ساختار صنعت بر کارایی اقتصاد سبز میپردازد. نتایج تحلیل پوششی دادهها نشان میدهد که استانهای کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان به ترتیب با مقادیر 1 و 0/6 دارای بالاترین و کمترین شاخص کارایی اقتصاد سبز هستند. علاوهبراین، اندازه شاخص الیسون-گلیسر نشان میدهد که استانهای قم و قزوین دارای بالاترین تنوع صنعتی و استان بوشهر دارای بالاترین تمرکز صنعتی است. درنهایت برآورد مدل به روش توبیت فضایی نشان میدهد که صنعتی شدن و تمرکز صنعتی باعث کاهش کارایی اقتصاد سبز شده است اما اثر متغیر تعاملی صنعتی شدن و تمرکز صنعتی بر کارایی سبز، مثبت و از نظر آماری معنیدار است. بنابراین افزایش سهم صنعت از اقتصاد و توجه به تمرکز صنعتی براساس مزیتهای هر استان مهمترین سیاست برای بهبود کارایی اقتصاد سبز است.
تحلیل فضایی نقش مهاجرین افغانستانی در توسعه اقتصاد منطقهای ایران (2010-2024)
دوره 30، شماره 104، پاییز 1404، صفحه 167-201
https://doi.org/10.22054/ijer.2026.88036.1399
نعمت الله یعقوبی، رزیتا مویدفر
چکیده یکی از مهمترین چالشهای جهان امروز پدیده مهاجرت است زیرا این مسئله چالشهای زیادی را در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی یک منطقه بهوجود میآورد. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر مهاجران افغانستانی بر توسعه اقتصادی منطقهای ایران بوده و دادههای مورد استفاده در این پژوهش بازه زمانی 2010 تا 2024 را پوشش میدهد؛ بااینحال به منظور حفظ پیوستگی زمانی، برآورد مدل پانل فضایی براساس یک زیر بازه ده ساله پیوسته انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش تحلیلی- توصیفی است. در ابتدا یک شاخص ترکیبی توسعه منطقهای بر پایه ۱۲ شاخص اقتصادی و اجتماعی و با بهرهگیری از روش تصمیمگیری چندمعیاره تاپسیس (TOPSIS) تدوین شد سپس بهمنظور تحلیل روابط فضایی و بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مرتبط با مهاجرین، از مدل اقتصادسنجی پانل فضایی دوربین (SDM) با اثرات ثابت مکانی استفاده گردید. برآورد مدل با روش حداکثر درستنمایی انجام شد تا هم اثرات محلی و هم اثرات سرریز فضایی میان استانهای همجواراندازهگیری شود. این تحقیق نشان داد که سرریزهای فضایی، بر استانهای همجوار اثرگذار بوده و نرخ مشارکت اقتصادی مهاجرین افغانستانی اثر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصاد منطقهای داشته است. همچنین سرمایهگذاری مستقیم خارجی دارای اثر مثبت محلی اما اثر منفی فضایی بود که نشاندهنده رقابت منطقهای برای جذب سرمایه است.
عوامل مؤثر بر شاخص پیچیدگی اقتصادی براساس رهیافت نظمهای اجتماعی (مطالعه موردی اقتصاد ایران)
دوره 29، شماره 101، زمستان 1403، صفحه 5-42
https://doi.org/10.22054/ijer.2023.74368.1195
محیا اله قلی، فرشاد مومنی
چکیده در نظر گرفتن شاخص پیچیدگی اقتصادی به مثابه شاخص توسعه به واسطه قدرت برآورد بیشتر در پیشبینی رشد اقتصادی و نابرابری درآمدی به نسبت شاخصهای مشابه در کنار کاستیهایی نظیر ناتوانی در بیان تفاوت در سطوح پیچیدگی اقتصادها، بهرهگیری از الگوی نظری برای تبیین این شاخص را اجتنابناپذیر میکند. در رهیافت نظمهای اجتماعی، نوع نظم اجتماعی حاکم به عنوان عامل تفاوت اقتصادهای توسعهیافته و درحالتوسعه عنوان میشود و در این مقاله تلاش شده است تا از این مسیر عوامل مؤثر بر این شاخص شناسایی گردد. در این مطالعه با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، وضعیت حقوق مالکیت، فضای کسبوکار و نوع دسترسی افراد به سازمانها به عنوان سه متغیر اثرگذار بر این شاخص شناخته شدهاند. بررسی شاخص پیچیدگی اقتصادی ایران طی دوره ده ساله (99-1389) و سه شاخص حقوق مالکیت بینالمللی، سهولت انجام کسبوکار و آزادی اقتصادی، به ترتیب به عنوان برآوردی از وضعیت سه متغیر مطرح شده، نشان میدهد که شاخص حقوق مالکیت بینالمللی از رابطه مثبت قویتری با شاخص پیچیدگی اقتصادی به نسبت دو شاخص دیگر برخوردار است.
سیاستگذاری توسعه و تثلیثِ ناکارآمدیها بازسازیِ معناییِ ناکارآمدی سیاستگذاری توسعه در ایران براساس نظریه زمینهای
دوره 29، شماره 100، پاییز 1403، صفحه 153-199
https://doi.org/10.22054/ijer.2024.80094.1284
امیرحسین پوره، عباس حاتمی
چکیده بیش از سه دهه تنها از عمر سیاستگذاری توسعه در ایران پس از انقلاب میگذرد اما ایران همچنان در چارک چهارم توسعهیافتگی و چارک اول توسعهنیافتگی قرار دارد. اگرچه توسعهیافتگی و توسعهنیافتگی را نمیتوان تنها به امر سیاستگذاری تقلیل داد ولی سیاستگذاری همواره به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر توسعه دیده شده است. بر همین اساس، این پژوهش میکوشد با استفاده از نظریه زمینهای دلایل ناکامی سیاستگذاری توسعه در ایران از نظر متخصصان و متصدیان سیاستگذاری توسعه را فهم نماید. بر این اساس، با 22 متخصص و متصدی امر سیاستگذاری توسعه مصاحبه نیمهساختاریافته صورت گرفت و مصاحبهها از طریق کدگذاری سه مرحلهای شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید. در این تحلیل، ابتدا 629 مفهوم اولیه بهدست آمد که در مراحل بعدی به 78 مقوله فرعی سپس 24 مقوله اصلی و نهایتاً یک مقوله هسته تقلیل یافت. مقوله هسته پژوهش یعنی تثلیت ناکارآمدیها نشان داد سیاستگذاری توسعه در ایران دچار مثلث ناکارآمدیها شامل ناکارآمدی حکمرانی، ناکارآمدی ساخت اجتماعی و ناکارآمدی نظم نخبگانی است که نه بهصورت مجزا بلکه بهصورت درهمتنیده، در یک مثلث مفصلبندیشده و ناکارآمدی سیاستگذاری توسعه در ایران را شکل بخشیدهاند. این وضعیت مبین شکلگیری نوعی مثلث شوم در سیاستگذاری توسعه در ایران است و بر این موضوع تأکید دارد که در صورت تداوم این وضعیت، ایران درگیر نوعی توسعهنیافتگی مضاعف و تعلیق توسعهیافتگی پایدار خواهد شد.
رابطه بین پیچیدگی اقتصادی چندبعدی و رشد سبز فراگیر در منتخبی از کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه
دوره 29، شماره 100، پاییز 1403، صفحه 235-271
https://doi.org/10.22054/ijer.2024.79437.1278
فریبا رشنو، احمد سرلک
چکیده در شرایط پیچیدگی اقتصادی که تولید کالاها و خدمات با فناوریهای بالا و با تنوع بسیار زیاد انجام میشود، دستیابی به رشد اقتصادی بدون آلودگی از مهمترین اهداف کشورهای دنیا به حساب میآید. این امر مستلزم اقداماتی مانند سرمایهگذاری در تولید دانشبنیان است که خود نیازمند سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه است. لذا در این پژوهش به بررسی رابطه پیچیدگی اقتصادی چندبعدی و رشد اقتصادی سبز فراگیر پرداخته شده است. ازآنجاکه تعدادی از کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه به لحاظ جغرافیایی با یکدیگر همسایه هستند، در این پژوهش روش اقتصادسنجی پنل فضایی و دادههای کشورهای مزبور استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که بین رشد سبز فراگیر و پیچیدگی اقتصادی، هم در کشورهای درحالتوسعه و هم در کشورهای توسعهیافته رابطه معنیداری وجود دارد و شدت این رابطه در کشورهای درحالتوسعه بهطور نسبی کمتر است.
نقش دولت و شرکتهای بزرگ محلی در توزیع درآمد: مطالعه موردی مناطق شهری استان خوزستان
دوره 29، شماره 98، بهار 1403، صفحه 198-233
https://doi.org/10.22054/ijer.2024.76813.1236
سید امین منصوری، سید مرتضی افقه، بهروز صادقی عمروآبادی، حسن فرازمند، یعقوب اندایش، علی بوداقی
چکیده یکی از چالشهای مهم در توسعه منطقهای بررسی نقش دولتهای محلی و ارتباط آن با شرکتهای بزرگ محلی بر توزیع درآمد است؛ بهخصوص زمانی که شرکتهای بزرگ اهداف ملی داشته باشند و عمده توان تولیدی آنها سرمایهبر و دانشبر باشد ولی منطقه تحت پوشش شرکت کاربر باشد. هدف اصلی در این تحقیق بررسی نقش دولت و شرکتهای بزرگ محلی بر توزیع درآمد است. برای این منظور، استان خوزستان به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد از این منظر انتخاب شد و برای دوره 1385 تا 1399 بهصورت فصلی و با استفاده از روش GMM به بررسی اهداف تحقیق پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که اثر هزینههای جاری و عمرانی دولت در استان بر ضریب جینی شهری منفی و معنادار و اثر متغیر ارزشافزوده شرکتهای بزرگ صنعتی استان بر ضریب جینی شهری مثبت و معنادار است. با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهاد میشود با یک هماهنگی و برنامهریزی دقیق بین شرکتهای بزرگ و مدیران استانی، در راستای کاهش نارضایتی و نابرابری درآمدی استان با سیاستهایی همچون افزایش اشتغال بومی و آموزش نیروهای بومی استان گام بردارند.
سنجش اثر سیاست مالی بر توسعه فراگیر در ایران براساس رهیافت SVAR
دوره 27، شماره 90، بهار 1401، صفحه 9-39
https://doi.org/10.22054/ijer.2021.54629.898
حسین رجب پور، فرشاد مومنی، علی نصیری اقدم
چکیده مقاله حاضر اثر سیاست مالی بر توسعه فراگیر را مورد توجه قرار داده است. توسعه فراگیر از جمله مفاهیمی است که در یک دهه گذشته در ادبیات توسعه مطرح شده و به ویژه با تاکید بر جنبههای اجتماعی و سیاسی توسعه، نحوه توزیع مواهب توسعه بین بخشهای گوناگون جامعه را در کانون توجه قرار میدهد. از آنجا که سیاستهای مالی از ابزارهای اصلی دولت برای محرومیتزدایی و رفع عدم توازنها هستند، درک میزان تاثیرگذاری این سیاستها در این زمینه حائز اهمیت است. در پژوهش حاضر، اجزای سیاست مالی شامل ترکیب مخارج و ترکیب درآمدها بوده و اثر آن بر توسعه فراگیر در دوره 1397-1360در قالب دو مدل خودرگرسیون برداری ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اکثر اجزای سیاست مالی دولت بجز مخارج اقتصادی، اثر معنیداری بر شاخص توسعه فراگیر نداشته و این مخارج نیز تاثیر منفی بر توسعه فراگیر دارد. نتایج همچنین حاکی از این است که سیاستهای مالی دولت در دستیابی به توسعه فراگیر و یا تسریع آن ناکام بوده و با وجود رسالت قانونی، دولت در بسط همهجانبه رفاه و گسترش دامنه آن به همه گروههای اجتماعی، موفق نبوده است. تجزیه تاریخی نیز نشان میدهد که از ابتدای دهه 1390 و همراه با تشدید تحریمها و جهش ارزی، رابطه سیاست مالی و شاخص توسعه فراگیر تضعیف شده است. به نظر میرسد اصلاح فرآیند بودجهریزی و توجه همزمان به دو قید برابری و پایداری در هدفگذاری رشد و توسعه برای تاثیرگذار ساختن سیاستهای مالی بر توسعه فراگیر ضروری است.
شناسایی مسیر توسعه قابلیتهای فناورانه کشور با استفاده از رویکرد پیچیدگی اقتصادی
دوره 26، شماره 86، بهار 1400، صفحه 44-72
https://doi.org/10.22054/ijer.2020.41813.755
بهروز شاهمرادی، مژگان سمندرعلی اشتهاردی
چکیده پیچیدگی اقتصادی مفهومی است که امروزه برای بیان میزان توانایی کشورها در تولید کالاهای پیچیده از رهگذر فراهم ساختن ساختارهای مناسب فناورانه در جهت انباشت قابلیتهای فناورانه پراکنده و کاربردی کردن آن به کار میرود. در این مقاله سعی شده با تکیه بر رویکرد پیچیدگی اقتصادی به شناسایی محصولات موجود در مرز قابلیتهای فناورانه اقتصاد ایران پی ببریم تا بتوان با تجمیع آنها اقدام به تولید محصولات متنوع و پیچیدهتر کرد. به همین منظور با استفاده از دادههای کد طبقهبندی SITC چهار رقمی، ۸۶ محصول شناسایی شدند که در صورت تولید و صادرات آنها میتوان به انباشت قابلیتهای فناورانه بیشتر دست یافت و کشور را به سمت تنوع و پیچیدگی اقتصادی بالاتری سوق داد. همچنین با توجه به سه معیار تعداد رقبای اصلی، حجم تجارت جهانی و تعداد کشورهای واردکننده از بین محصولات منتخب، 16 محصول در سطح جهان و 11 محصول در سطح منطقه به عنوان محصولات دارای اولویت انتخاب شدند.
