طراحی چارچوبی برای شاخصهای اقتصاد سبز دایرهای در مدیریت شهری هوشمند: یک مطالعه فراترکیب
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/ijer.2026.88572.1405
سمیه نجارقابل، داود بهبودی، پرویز محمدزاده
چکیده تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع طبیعی، چالشهای اساسی برای پایداری شهری ایجاد کردهاند. در این راستا، اقتصاد سبز دایرهای به عنوان یک رویکرد نوین در مدیریت شهری مطرح شده است که هدف آن کاهش مصرف منابع، به حداقل رساندن تولید زباله، افزایش بهرهوری و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. با توجه به کمبود مطالعات جامع در این حوزه، پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب به شناسایی و طبقهبندی شاخصهای کلیدی اقتصاد سبز دایرهای در مدیریت شهری هوشمند پرداخته است. این مطالعه یک پژوهش توسعهای با رویکرد مرور نظاممند است که از روش فراترکیب برای تحلیل و ترکیب یافتههای حاصل از 28 مقاله منتخب بهره برده است. در مجموع 44 مؤلفه اولیه استخراج و بر اساس ارزیابی اعتبار به روش لاوشه، 40 مؤلفه نهایی در قالب 8 شاخص اصلی شامل: متابولیسم شهری دیجیتال، طراحی شهر هوشمند، بازیافت هوشمند، چرخه انرژی سبز، کارآفرینی سبز، حکمرانی دایرهای هوشمند، بریکولاژ و فناوری هوشمند سبز، تأیید شد. برای بررسی اعتبار مقالات و دادههای گردآوریشده، از برنامه مهارتهای ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد و روایی بین کدگذاران از طریق آزمون پی اسکات مورد تأیید قرار گرفت. یافتههای این پژوهش چارچوبی جامع از شاخصهای اقتصاد سبز دایرهای ارائه میدهد که میتواند به عنوان نقشه راهی برای سیاستگذاران و مدیران شهری در جهت ایجاد شهرهای پایدار، هوشمند و کارآمد مورد استفاده قرار گیرد.
رتبهبندی شهرستانها و استانهای کشور براساس سهم ارزش افزوده در زیربخشهای 18گانه ISIC 4.0 با روش VIKOR و وزندهی آنتروپی Shanon
دوره 30، شماره 104، پاییز 1404، صفحه 234-276
https://doi.org/10.22054/ijer.2026.85701.1358
مرتضی قنبرزاده چالشتری، پارسا ریاحی دهکردی
چکیده اقتصاد دانشی است که به تخصیص بهینه منابع محدود در برابر خواستههای نامحدود میپردازد و برای این هدف، دستیابی به اطلاعات مناسب جهت اولویتبندی ضروری است. در ادبیات توسعه، توجه به ظرفیت و جایگاه مناطق در نظام تولید، از ارکان مهم توسعه متوازن محسوب میشود. این پژوهش با هدف رتبهبندی شهرستانهای کشور براساس سهم آنها در ایجاد ارزش افزوده، انجام شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری شامل ۴۵۷ شهرستان کشور در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۹ بود. نمونهگیری انجام نشد و دادهها بهصورت سرشماری بررسی شدند. از روش تصمیمگیری ویکور، آنتروپی شانون برای وزندهی و سهم ارزش افزوده به قیمت ثابت هر بخش شهرستان از مشابه آن در کل کشور بهعنوان ورودی استفاده شد. منبع جمعآوری دادهها، جدولهای آماری مرکز آمار ایران و نتایج حسابهای منطقهای و شهرستانی بود. یافتهها نشان داد که شهرستانهای تهران، ری و مشهد در هر دو سال در رتبههای برتر و شهرستانهای مارگون، کرخه و انگوت در رتبههای انتهایی قرار گرفتند. همچنین، رتبهبندی استانها بهصورت مستقیم و غیرمستقیم صورت گرفت که در روش مستقیم، استانهای تهران، خوزستان و بوشهر در صدر و استانهای ایلام، چهارمحال و بختیاری و خراسان شمالی در انتها قرار گرفتند. در روش غیرمستقیم نیز استانهای قم، تهران و بوشهر در رتبههای برتر و چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان در رتبههای پایینتر قرار گرفتند. نتایج حاکی از تمرکز تولید در مناطق خاصی از کشور و ضرورت توجه به سیاستهای منطقهای برای توسعه متوازن بود. این یافتهها میتوانند راهنمای سیاستگذاران در تخصیص منابع و برنامهریزی اقتصادی منطقهای باشند.
اثر شهرنشینی و سرریزهای فضایی آن بر بهرهوری نیروی کار در استانهای ایران
دوره 28، شماره 95، تابستان 1402، صفحه 127-156
https://doi.org/10.22054/ijer.2023.69840.1135
فاطمه محیسنی، سید عزیز آرمن، سید امین منصوری
چکیده امروزه کشورها به این مهم دست یافتهاند که منابع در دسترسشان مانند انسان، منابع طبیعی و سرمایه محدود است و برای استفاده بهینه از آنها راهی جز تعدیل مصرف و افزایش بهرهوری وجود ندارد و در این بین نیروی کار بهعنوان سرمایه انسانی و عامل اساسی در تولید، توجه ویژهای را به خود جلب کرده است که بسیاری از عوامل مانند موقعیت جغرافیایی، دستمزد، رفاه و سلامت، مجاورتها و تراکمها میتواند بهرهوری آن را تحت تاثیر قرار دهد. از اینرو، هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر شهرنشینی و سرریزهای فضایی آن با استفاده از مولفههای شاخص توسعه انسانی، نرخ شهرنشینی، تراکم جمعیتی و دستمزد صنعتی نیروی کار بر بهرهوری نیروی کار استانی در بازه زمانی 1398 - 1385 بر اساس الگوی تابلویی فضایی شامل مقاطع استانی و سری زمانی بیان شده است. در این مطالعه نتایج بیانگر وجود خودهمبستگی فضایی در بین استانهای مورد بررسی بوده و متغیرهای شاخص توسعه انسانی، نرخ شهرنشینی و دستمزد صنعتی، دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم مثبت و معناداری بر بهرهوری نیروی کار و شاخص تراکم جمعیتی، دارای اثر مستقیم مثبت و اثر غیرمستقیم منفی بر بهرهوری نیروی کار استانی است.
کارایی انتقال حق توسعه در توسعه متوازن سکونت شهری با استفاده از مدلسازی عامل مبنا
دوره 27، شماره 90، بهار 1401، صفحه 105-134
https://doi.org/10.22054/ijer.2021.62666.1021
محمود اولاد قره گوز، مهدی خداپرست مشهدی، سعید ملک الساداتی
چکیده برنامهریزی شهری نوعی از مداخله دولت در تخصیص مکان به فعالیتهای مختلف و تعیین حد و مرز شهرهاست. این موضوع برای برخی از اراضی شهری، رانت ایجاد کرده و در مقابل برخی از اراضی شهری را با ضرر و زیان همراه میکند. توسعهدهندگان زمین یا سرمایهگذاران به دنبال کسب حداکثر سود، زمینهایی را برای سرمایهگذاری انتخاب میکنند که از رانت بیشتری برخوردار باشند. زمینهایی که اجازه ساخت بالاتری را دریافت کردهاند. این موضوع، جهت سرمایهگذاری و ساختوساز در شهر را به نفع اراضی برنده از تهیه طرح در مقابل اراضی بازنده از تهیه طرح، تغییر میدهد. انتقال حق توسعه TDR رویکردی است بازاری که برای تعادل بخشی و توزیع متوازن منافع و ضررهای تهیه طرحهای شهری به ویژه در بخش حفاظت از ساختمانهای میراث تاریخی و نیز اراضی کشاورزی و باغی بهکار میرود. این مقاله، امکانپذیری استفاده از این رویکرد برای حل مساله توزیع نامتوازن سرمایهگذاری در شهر به دلیل تفاوت در تراکم ساختمانی داده شده توسط طرح جامع را مورد بررسی قرار میدهد. این ارزیابی با استفاده از شبیهسازی عامل مبنا انجام شده است. نتایج نشان داد استفاده از رویکرد TDR باعث بهبود توزیع سرمایهگذاری در شهر میشود. هرچند، مطالعات بیشتر بهویژه با لحاظ کردن تفاوتهای منطقهای در شهر و نیز بسط مدل برای کاربریهای انتفاعی یا غیرانتفاعی دیگر نظیر فضاهای سبز شهری، ضروری به نظر میرسد.
