دوره و شماره: دوره 25، شماره 82، بهار 1399 
مقاله پژوهشی

نااطمینانی درآمد نفت، تحریم‌ها و نوسانات متغیرهای اقتصاد‌کلان

صفحه 1-42

https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11906

غلامرضا کشاورز حداد، اسمعیل ابونوری، طاهره جهانی

چکیده به گزارش صندوق بین‌المللی پول، بیش از 60 درصد درآمد تجارت خارجی کشور و 40 درصد درآمد دولت ایران از بخش نفت و انرژی تامین می‌شود و همواره بخشی از نوسانات درآمدی نفت به سایر بخش‌های اقتصاد کلان سرایت می‌کند. همچنین تحریم‌های اعمال شده بر اقتصاد ایران با کاهش درآمدهای ارزی و ایجاد محدودیت دسترسی به کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای به نوسانات متغیرهای کلان شدت بخشیده‌اند. درک صحیح از میزان اثرات سرریز شوک‌ها و نوسانات درآمد نفت و تحریم‌ها به‌ویژه تحریم-های بخش انرژی به بخش‌های مختلف اقتصاد کلان از دیدگاه سیاست‌گذاران برای برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری باثبات اهمیت دارد. در پژوهش حاضر به منظور مطالعه آثار تکانه‌های نوسانات درآمد نفت و تحریم‌ها در اقتصاد کشور  از الگوی VARMAX GARCH-in-Mean Asymmetric BEKK با لحاظ شکست ساختاری واریانس شرطی استفاده می‌شود. متغیرهای مورد استفاده در این مطالعه شامل تولید ناخالص داخلی واقعی (بدون احتساب نفت)، درآمد نفت سنگین ایران، نرخ ارز، شاخص بازار سهام و شاخص تحریم در بازه زمانی 1370:1 تا 1396:4 است. نتایج نشان می‌دهد هر تکانه‌ای از ناحیه رشد درآمد نفت و یا شاخص تحریم به وقوع بپیوندد هر سه بخش مورد مطالعه شامل بخش تولید، بازار ارز و بازار سهام را متاثر می‌سازد. همچنین افزایش فشار تحریم‌ها منجر به سرریز نااطمینانی به تمامی بخش‌های مورد مطالعه و کاهش فعالیت‌های تولیدی می‌شود و نرخ ارز را به سمت بالا متاثر می‌کند و در مقابل سهم نسبی بازار سهام در پرتفوی انتخابی سرمایه‌گذاران، افزایش می‌یابد. در این دوره شواهدی از اثرات نامتقارن تکانه‌های درآمد نفتی و تحریم در بخش‌های مورد مطالعه مشاهده می‌‌شود.

مقاله پژوهشی

محاسبه ارزش در معرض خطر: رویکرد DCC-GARCH-Copula

صفحه 43-82

https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11908

رضا طالبلو، محمد مهدی داودی

چکیده در این مقاله به‌منظور محاسبه ریسک بازاری سبدی از 10 شاخص صنایع منتخب بورس اوراق بهادار تهران از دو الگوی ارزش در معرض ریسک (VaR) و ریزش مورد انتظار (ES) استفاده شده است. در این راستا برای تخمین تلاطم‏های سبد طرح شده از الگوهای مختلف گارچ چندمتغیره و برای محاسبه همبستگی غیرخطی سبد دارایی از الگوهای مختلف کاپیولا بهره‌برداری شده است. همچنین پس‌آزمایی الگوها با آزمون‌های کوپیک، کریستوفرسن، انگل و منگالی و مک‌نیل و فری صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داده است که الگوی DCC-GARCH با توزیع تی‏استودنت نسبت به سایر الگوهای رقیب بهترین نتایج را در تخمین تلاطم‌های سبد دارایی ارائه کرده است. همچنین از بین تمامی الگوهای کاپیولای بررسی‌ شده در پژوهش، الگوی کاپیولای تی‏استودنت نتایج بهتری برای تخمین وابستگی بین دارایی‏ها نشان داده است. درنهایت نتایج پس‏آزمایی الگوهای مختلف نشان داد که هر دو الگوی DCC-GARCH با توزیع تی‏استودنت و
 
DCC-GARCH-Copula با توزیع تی‏استودنت در برآورد ارزش در معرض ریسک و ریزش مورد انتظار نتایج قابل قبولی دارند. با این‌ حال آزمون لوپز و بلانکو و ایهل نشان دادند که الگوی DCC-GARCH با توزیع تی‏استودنت نسبت به الگوی DCC-GARCH-Copula با توزیع تی‏استودنت برآورد دقیق‌تر و کاراتری از ارزش در معرض ریسک و ریزش مورد انتظار سبد دارایی ارائه می کند.

مقاله پژوهشی

اقتصاد سیاسی تحریم‌های ایران: رویکرد طراحی سازوکار و مدل‌سازی مبتنی بر عامل

صفحه 83-120

https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11909

کبری سنگری مهذب، حسین راغفر، میرحسین موسوی، محمدرضا اصغری اسکوئی

چکیده روابط بین­المللی به‌خاطر ماهیت چندجانبه آن، پیچیدگی­های زیادی دارد. با درک فرایند تصمیم­گیری ونتایج احتمالی تصمیمات، هر یک از بازیکنان قادر خواهند بود از ظرفیت‌های خود برای تاثیرگذاری بر نتایج این تصمیمات راهبردی بهره گیرند. مصداق این ساختار تصمیم‌گیری، مشاجرات و منازعات بین‌المللی تحریم­ها است. موضوع منافع جهموری اسلامی ایران درعرصه بین‌المللی نیز متاثر از منافع درحال تغییر کشورهای شرکت‌کننده دراین ائتلاف است. باتوجه به پیچیدگی­های روابط بازیکنان درفضای بین‌المللی تحریم‌ها به‌منظور تحلیل مساله وپیش‌بینی تعادل­ امکان‌پذیر دراین روابط، روش سیستم‌­های چندعاملی، نظریه بازی‌ها و هوش مصنوعی به‌عنوان ابزار جدیدی برای حل انواع تعاملات وفرایندهای متاثر از تصمیمات انسانی مورداستفاده قرار می‌گیرد. در این مطالعه، طیف سیاستی براساس راهبردهای ایران، آمریکا و سایر بازیکنان تعریف شده است. مدل‌سازی و شبیه‌سازی رفتار بازیکنان روی این طیف نشان می‌دهد در شرایط کنونی، راهبرد تعادلی ایران تاکید بر حفظ توافق فعلی است؛ هرچند که موقعیت تعادلی در دامنه پایینِ طیف ادامه توافق فعلی قرار دارد. براساس مطالعات و نتایج حاصله، برای پیشگیری از وقوع تراژدی دارایی‌های مشاع، راهبرد مسلط و غالب، بازی با فرض بازیکنان عقلایی در منطق نظریه بازی حفظ ثبات، امنیت و یکپارچگی ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه­ای است. برای تحققِ تعادلِ پایدار، بازیکنان در این بازی به دنبال حداکثر  کردن تابع رفاه جمعی به‌جای حداکثر  کردن منافع تک­تک اعضای ائتلاف خواهند بود که در این صورت تداوم منافع کشورهای عضوائتلاف را نیز به دنبال خواهد داشت. برای این منظور، تداوم حضور ایران در برجام و عدم تضعیف آن، استقبال از حفظ وتقویت رابطه سیاسی با اروپا باحفظ منافع ایران، تقویت امنیت نظامی و امنیت اجتماعی ضروری خواهند بود.

مقاله پژوهشی

تاثیر نوآوری و کارآفرینی بر رشد اقتصادی: یک مطالعه بین کشوری

صفحه 121-148

https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11912

پرویز محمدزاده، سمانه خان گلدی زاده، شهرام کمانگر

چکیده با توجه به نقش خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در پیشرفت و رشد اقتصادی، پرداختن به این موضوعات می‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد؛ به‌خصوص آنکه تاثیر این متغیرها بر رشد اقتصادی مبهم بوده و بررسی تجربی بیشتر این رابطه، ضروری به نظر می‌رسد. در برخی پژوهش ها از جمله  شومپیتر (1947)، رومر (1986) به نقش برجسته کارآفرینی و نوآوری در فرآیند رشد اقتصادی اشاره شده است. هدف اصلی تحقیق حاضر نیز بررسی تاثیر نوآوری (شاخص حق ثبت اختراع) و کارآفرینی بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب (فیلیپین، ایران، قزاقستان، آفریقای جنوبی، مجارستان، سوئد، لهستان، پرو، مکزیک، آرژانتین، برزیل، کلمبیا، مالزی، استرالیا، تایلند، کرواسی، ایالات متحده آمریکا، انگلستان و نروژ) با استفاده از روش GLS است. برای این منظور از داده‌های مربوط به 20 کشور منتخب طی دوره زمانی 2015-2001 و رهیافت داده‌‌های تابلویی استفاده شده است. نتایج برآوردها مبین وجود تاثیر مثبت و معنادار این دو متغیر بر رشد اقتصادی در کشورهای نامبرده است به‌طوری که 1 درصد افزایش نرخ کارآفرینی و نوآوری (تعداد اختراعات ثبت شده) به ترتیب منجر به 13 و 04/0 درصد افزایش در نرخ رشد تولید این کشورها شده است. بنابراین، در پژوهش حاضر،  لازمه  نیل به رشد اقتصادی مناسب، ایجاد یک سیستم نوآوری و کارآفرینی کارآمد دانسته شده است.

مقاله پژوهشی

بررسی تاثیر چرخه‌های تجاری بر شاخص رفاه اقتصادی در ایران

صفحه 149-172

https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11913

حمید رضا حری، سید عبدالمجید جلایی، مریم لشکری

چکیده در هر جامعهای توجه دولتمردان و سیاستگذاران به رفاه امری مهم و ضروری تلقی میشود؛ زیرا رفاه از شاخصهای اصلی توسعه است و جزو عناصر کلیدی در رشد و پیشرفت جامعه محسوب میشود. بررسی وضعیت رفاه اقتصادی در دورههای مکرر و اجتنابناپذیر رکود و رونق، ضمن آگاهی از میزان اثربخشی و کارایی سیاستها به برنامهریزان اقتصادی در جهت تصمیمگیری بهتر کمک میکند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر چرخههای تجاری بر شاخص رفاه اقتصادی در ایران طی دوره 1395-1359 انجام گرفته است. برای سنجش رفاه از شاخص ترکیبی، رفاه اقتصادی اسبرگ استفاده شده و با استفاده از روش دلفی، وزن مربوط به هر یک از ابعاد این شاخص مشخص شد و درنهایت تاثیر چرخههای تجاری در مدلی متناسب با اقتصاد ایران با استفاده از الگوریتم جست‌وجوی گرانشی برآورد شده است. یافتههای روش دلفی حاکی از آن است که مولفه امنیت اقتصادی دارای بالاترین وزن در بین ابعاد چهارگانه این شاخص است. نتیجه برآورد مدل نشان میدهد؛ چرخههای تجاری، رابطه مستقیمی با شاخص رفاه اقتصادی دارند و بیانگر آن است که دورههای رونق و رکود چرخههای تجاری به ترتیب منجر به بهبود و افول شاخص رفاه اقتصادی در ایران شده است.

مقاله پژوهشی

تحلیل تاثیر نفوذ اینترنت بر تجارت کالاها و خدمات ایران با شرکای تجاری: رویکرد رگرسیون فازی

صفحه 173-216

https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11914

علی سرخوش سرا، ئاسو اسماعیل پور، خدیجه نصرالهی، جعفر حقیقت

چکیده در سه دهه گذشته اینترنت نقش بزرگی در جوامع ایفا کرده و افزایش سریع استفاده از آن نشان‌دهنده تاثیر آن بر تمام جنبههای اقتصادی از جمله تجارت بین‌الملل است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر نفوذ اینترنت بر تجارت کالاها و خدمات ایران با بزرگ‌ترین شرکای تجاری آن است. برای این منظور از روش رگرسیون فازی جهت بررسی روابط بین در طی دوره
 2016-1995 استفاده ‌شده است. در این مطالعه سه مدل تجربی شامل : 1- تاثیر نفوذ اینترنت بر تجارت کل کالاها و خدمات ایران با شرکای تجاری، 2- تاثیر نفوذ اینترنت بر صادرات کالاها و خدمات ایران به شرکای تجاری و 3- تاثیر نفوذ اینترنت بر واردات کالاها و خدمات ایران از شرکای تجاری آن در چارچوب مدل جاذبه تعمیم‌یافته برآورد شده‌اند. نتایج به‌دست‌ آمده نشان می
دهد متغیرهای نفوذ اینترنت و تولید ناخالص داخلی سرانه ایران و شرکای تجاری و جمعیت ایران در هر سه مدل بر تجارت کالاها و خدمات تاثیر مثبت دارند. همچنین مطابق نتایج، اثر متغیر جمعیت شرکای تجاری ایران بر تجارت کل و صادرات ایران به این کشورها مثبت است در حالی که بر واردات کالاها و خدمات ایران از شرکای تجاری اثر منفی دارد. علاوه بر این، یافتهها حاکی از این است که اثر متغیرهای فاصله و نرخ ارز بین ایران و شرکای تجاری بر تجارت کل ایران با این کشورها و صادرات به آن‌ها و واردات از آن‌ها منفی است.

مقاله پژوهشی

رابطه علیت بین مولفه‌های اقتصاد دانش بنیان و شاخص پیچیدگی اقتصادی

صفحه 217-242

https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11915

مژگان سمندرعلی اشتهاردی، ناصرعلی عظیمی، بهروز شاهمرادی

چکیده امروزه حرکت به سمت اقتصاد دانش بنیان که در آن رشد به مقدار، کیفیت و دسترسی به دانش موجود بستگی دارد از اهمیت زیادی برخوردار است. حجم دانش فناورانه موجود در کشورها بیانگر سطح توسعه‌یافتگی آنها است. یکی از شاخصهای معتبر برای سنجش حجم دانش فناورانه موجود کشورها، شاخص پیچیدگی اقتصادی است. در این پژوهش تلاش میشود تا به این سوال پاسخ داده شود که چه رابطه علت و معلولی بین مولفههای اقتصاد دانشبنیان و شاخص پیچیدگی اقتصادی وجود دارد. برای این منظور از دادههای پانل شامل 113 کشور طی دوره زمانی
 2016-2006 استفاده شده
 است. برای محورهای دانشبنیان از 14 متغیر معرفی شده توسط بانک جهانی استفاده شده است. از طریق تحلیل مولفههای اساسی، محورهای اقتصاد دانشبنیان به چهار مولفه تبدیل شدهاند و سپس رابطه علیت گرنجری این مولفهها با شاخص پیچیدگی اقتصادی و برعکس مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای پژوهش رابطه علی دوسویه را بین محور آموزش، فناوری ارتباطات و اطلاعات و نهاد اقتصادی با پیچیدگی اقتصادی و رابطه علی یکسویه را از نوآوری به پیچیدگی اقتصادی نشان میدهند. همچنین یافتهها حاکی از نتایج متفاوت در این روابط علت و معلولی برای دو دسته کشورهای عضو OECD و کشورهای غیرعضو است.