دوره و شماره: دوره 13، شماره 39، تابستان 1388 

تأثیر تقاضای نهایی بر تولید فعالیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران: رویکرد ضرایب فزاینده با ریشه‌های مشخصه

صفحه 1-28

اسفندیار جهانگرد، حبیبه منصوری

چکیده در این پژوهش با تمرکز بر فعالیت‌هایICT ایران و الگوی داده-ستانده به محاسبه ضرایب فزاینده­کلان با محاسبه ریش‍‌ه­ها و بردارهای مشخصه پرداخته و سپس به اندازه‌‍‍‌گیری تغییرات تولید، به عنوان اهداف سیاستی و نیز تغییرات تقاضای نهایی مورد نیاز برای تغییرات تولید محاسبه‌شده به عنوان سیاست‌های مورد نظر و قابل­اجرا برای دستیابی به اهداف سیاستی پرداخته‌ایم. این روش این امکان را فراهم می‌کند که علاوه بر تعیین بخش‌های تأثیرگذار اقتصادی، مناسب‌ترین سیاست‌های کنترل تقاضا به منظور دستیابی به بیشترین اثرگذاری بر تولید را شناسایی نماییم. بدین منظور از جدول داده- ستانده سال 1378 بانک مرکزی به منظور شناسایی مناسب‌ترین سیاست‌های کنترلی تقاضا برای فعالیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران با محاسبه ضرایب فزاینده کلان استفاده کرده‌ایم. نتایج نشان می‌دهد که سیاست 1، سیاست مسلط برای افزایش تولید بوده و ترکیب دو سیاست 1 و3 با ضرایب عددی 9/0 و 1/0  بیشترین تأثیر‌گذاری را بر افزایش تولید فعالیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات اقتصاد ایران دارد. 

تحلیل اثرات بازخوردی و سرریزی در قالب الگوی داده – ستانده دو منطقه‌ای (مطالعه موردی استان تهران و بقیه مناطق)

صفحه 29-52

فاطمه بزازان، علی اصغر بانویی، مهدی کرمی

چکیده اهمیت اقتصاد فضا چندی است در ایران مورد توجه پژوهشگران قرارگرفته و در سلسله مقالاتی نیز تلاش‌هایی برای شناسایی اهمیت اقتصاد فضا در چارچوب جداول داده - ستانده تک منطقه‌ای صورت‌گرفته که تحولی در مطالعات اقتصاد منطقه‌ای در ایران به حساب می‌آید. ضرایب داده – ستانده منطقه‌ای در این مقال‌ها بر مبنای نبود ضرایب آماری محاسبه و میزان اعتبار آماری آن نیز مورد آزمون قرار گرفته اند. اما ضرایب داده - ستانده تک منطقه‌ای به لحاظ اهمیت اقتصاد فضا و تحلیل‌های منطقه‌ای دارای محدودیت‌هایی است. برای برون رفت از این محدودیت‌ها، الگوی دو منطقه‌ای معرفی می‌شود. هدف از این پژوهش، ارائه روش برآورد ضرایب داده - ستانده دو منطقه‌ای با رویکرد غیرآماری است که برای نخستین بار در ایران به صورت تجربی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. این دو منطقه استان تهران و استان‌های دیگر در اقتصاد ایران است. ضرایب داده - ستانده دو منطقه‌ای سیاست‌گذاران را قادر می‌سازد تا علاوه بر کاربردهایی که تحلیل‌های داده - ستانده تک منطقه‌ای دارند، اثرات بازخوردی و سرریزی بین منطقه‌ای و الگوی تجارت بین منطقه‌ای را شناسایی و طراحی نماید. نتایج برآورد ضرایب دو منطقه‌ای در سطح ده بخش اصلی در اقتصاد ایران در سال 1380 در این مطالعه نشان می‌دهد 58 درصد از واردات استان تهران از سایر اقتصاد ملی است، در حالی که 41 درصد از واردات سایر اقتصاد ملی از استان تهران است. همچنین، اثرات سرریزی در استان تهران بزرگتر از سایر اقتصاد ملی مشاهده شده و اثرات بازخوردی دو منطقه جزئی بوده است. فراتر از آن در این مطالعه میزان خطای به‌کارگیری مدل تک منطقه‌ای به‌جای مدل دو منطقه‌ای در سایر اقتصاد ملی20 درصد و در استان تهران 12 درصد برآورد شده، که بسیار قابل ملاحظه بوده و ضرورت استفاده از مدل چند منطقه‌ای را آشکار می‌کند.

تجزیه و تحلیل متوسط جبران خدمات زنان در مقایسه با مردان در بخش صنعت ایران

صفحه 71-53

اسمعیل ابونوری، نجمه غلامی

چکیده در این پژوهش متوسط جبران خدمات اسمی و واقعی در هر صنعت به تفکیک زن و مرد را دردوره 1379 تا         1384محاسبه کرده و با استفاده از تحلیل واریانس رگرسیونی اثر معنادار جنسیت برمتوسط جبران خدمات واقعی را برآورد کرده‌ایم. نتایج نشان می‌دهد که صنعت تولید ماشین‌آلات اداری‌، حسابگر و محاسباتی از بیشترین نوسان در متوسط جبران خدمات سرانه (بیشترین ضریب تغییرات) برخوردار بوده و کمترین نوسان در متوسط جبران خدمات سرانه در صنایع تولید محصولات از توتون و تنباکوـ سیگار و صنعت دباغی و عمل آوردن چرم، ساخت کیف، چمدان، زین، یراق و تولید کفش، به ترتیب برای شاغلان مرد و زن رخ داده‌است. نکته مورد توجه در این پژوهش این است که با فرض ثابت بودن سایر عوامل، متوسط جبران خدمات واقعی کارکنان زن به‌طور معنادار حدود 422 هزار تومان کمتر از متوسط جبران خدمات کارکنان مرد برآورد شده‌است. البته، باید توجه داشت که ممکن است این تفاوت ناشی از اضافه‌کاری بیشتر، سطح تجربه، سطح تخصص و سطح سواد مردان در مقایسه با کارکنان زن باشد که در این پژوهش قابل مشاهده نبوده‌است.

بررسی اثر مخارج بهداشتی دولت بر رشد اقتصادی ایران

صفحه 73-93

بهزاد سلمانی، علیرضا محمدی

چکیده دراین پژوهش، اثر مخارج بهداشتی دولت را به عنوان معیاری برای بهداشت، بر رشد اقتصادی ایران مورد بررسی قرار داده‌ایم. برای این منظور از مدل رشد تابع تولید کل تعمیم‌یافته (APF)، بر اساس رویکرد حسابداری رشد استفاده کرده‌ایم. مبنای این مدل، رویکرد برآورد تابع تولید در روش‌شناسی حسابداری رشد است. برای برآورد مدل از روش اقتصادسنجی، خودرگرسیون با وقفه‌های توزیع‌شونده (ARDL) در دوره زمانی 1350 تا 1381 استفاده کرده‌ایم. یافته‌ها نشان می‌دهد که مخارج بهداشتی دولت در بلندمدت تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی ایران دارد. همچنین، وجود رابطه همگرایی میان مخارج بهداشتی دولت و رشد اقتصادی و متغیرهای دیگر مدل مورد تأیید قرار گرفته است. بررسی استحکام نتایج وجود رابطه مثبت میان مخارج بهداشتی دولت و رشد اقتصادی را مورد تأیید قرار داده‌است. بررسی آزمون پایداری مدل­های برآوردشده وجود پایداری ضرایب در بلندمدت را نشان می‌دهد. 

ارتباط متغیرهای کلان اقتصادی و بخش کشاورزی ایران (با تأکید برسیاست‌های پولی)

صفحه 95-112

امیر دادرس‌مقدم، منصور زیبایی

چکیده هدف این پژوهش، بررسی اثر سیاست‌های پولی و نرخ ارز بر عرضه، قیمت و صادرات بخش کشاورزی ایران با استفاده از تحلیل هم جمعی و توابع واکنش ضربه‌ای است. در این راستا متغیرهای منتخب تولید و صادرات بخش کشاورزی، نرخ بهره، نرخ تورم، قیمت نهاده‌ها و محصولات کشاورزی، نرخ آزادسازی تجاری، عرضه پول و نرخ ارز، تولید ناخالص داخلی در سال‌های 1340 تا 1384 را مورد بررسی قرار داده‌ایم. نتایج نشان‌می‌دهد که برای مهار تورم و افزایش قیمت محصولات کشاورزی و نهاده‌های کشاورزی نبایستی تنها بر سیاست‌های پولی تکیه نمود، بلکه در بلندمدت بایستی همه متغیرهای اقتصاد کلان را نیز مد نظر قرارداد. نتایج همچنین نشان‌می‌دهد که تغییرات متغیرهای اقتصاد کلان بر بخش کشاورزی مؤثر است ولی عکس آن صادق نمی‌باشد.

اثر FDI بر رشد اقتصادی کشورهای میزبان منتخب

صفحه 136-113

بهروز هادی زنوز، پروانه کمالی دهکردی

چکیده دراین پژوهش به بررسی اثر FDI[1] بررشد اقتصادی کشورهای میزبان می‌پردازیم. در این راستا 67 کشور را که مطابق گزارش آنکتاد در بین140 کشور جهان در جذب FDI از عملکرد بهتری برخوردار بوده‌اند انتخاب شده و با کاربرد تکنیک‌های اقتصادسنجی در قالب داده‌های تابلویی برای سال‌های 1998-2004 برآوردهای لازم را انجام داده‌ایم. دراین پژوهش فرضیه "رابطه رشد اقتصادی و جذب FDI " را با استفاده از مدل رشد اقتصادی رومر ـ منکیو ـ ویل (1992) مورد آزمون قرار داده‌ایم. کشورهای مورد بررسی در چهار گروه متمایز به شرح زیر به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته‌اند: 1. کل کشورهایی که نسبت به شاخص‌های بالقوه از عملکرد خوبی برخوردار بوده‌اند، 2.  کشورهای درحال توسعه که نسبت به شاخص‌های بالقوه ازعملکرد خوبی برخوردار بوده‌اند، 3.  کشورهای در حال توسعه غیر نفتی که نسبت به شاخص‌های بالقوه از عملکرد خوبی برخوردار بوده‌اند، 4.  کشورهای نفت خیز. نتایج پژوهش بیانگر این است که: اول، FDI رشد اقتصادی کشورهای میزبان را تقویت می‌کند.دوم، درجه توسعه کشور میزبان بر میزان جذب FDI اثر گذاشته وسوم تفاوت معنا داری بین تعیین‌کننده‌های رشد اقتصادی درکشورهای نفت خیز با کشورهای دیگر وجود دارد.
[1]. .Foreign Direct Investment

اثر ساختار سنی جمعیت بر رشد اقتصادی

صفحه 137-146

نادر مهرگان، روح الله رضائی

چکیده درطول 50 سال گذشته، جهان افزایش بی‌سابقه‌ای را در رشد جمعیت تجربه کردهاست. به‌طوری که امروزه تغییرات جمعیتی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در فرآیند توسعه شناخته می‌شود. از این‌رو در این پژوهش تأثیر ساختار سنی جمعیت بر رشد اقتصادی را مورد بررسی قرار میدهیم. بدین منظور از داده‌های 171 کشور در دوره‌ای 39 ساله(1966-2004) استفاده شده است. یافتهها نشان دهند. تأثیرپذیری بالای رشد اقتصادی از متغیرهای جمعیتی است. به‌طوری که رشد جمعیت، نسبت جمعیت زیر 15 سال به کل جمعیت و بارتکفل سنین جوان دارای اثر منفی و نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به کل جمعیت، نسبت جمعیت 65 سال و بالاتر به کل جمعیت و بارتکفل سنین پیر دارای اثر مثبت بر رشد اقتصادی است. همچنین، دریافتیم که نرخ‌های رشد گروه‌های مختلف سنی دارای اثرات متفاوتی بر رشد اقتصادی است به‌طوری که نرخ رشد جمعیت زیر 15 سال بیشترین و نرخ رشد جمعیت فعال(15-64 سال) کمترین اثر بازدارندگی را بر رشد اقتصادی داشتند.  

بررسی تقاضای موادغذایی مشمول یارانه، درمناطق شهری ایران با استفاده از مدل AIDS

صفحه 147-166

سعید کریمی، سعید راسخی، مجتبی احسانی

چکیده دولت‌ها از طریق اجرای سیاست‌های حمایتی مناسب، مانند پرداخت یارانه به مواد غذایی اساسی می‌توانند نقش مهمی را درتأمین امنیت غذایی جامعه برعهده گیرند.  با توجه به اینکه پرداخت یارانه، هزینه‌های سنگینی را به دولت تحمیل می‌کند، بنابراین، ضروری است این امر به‌صورت کاملاً هدفمند انجام گیرد. یکی از راه‌های رسیدن به پرداخت هدفمند یارانه توسط دولت، بررسی تقاضای کالاهای مشمول یارانه است.  در این پژوهش، با استفاده از مدل AIDS، تقاضای موادغذایی اساسی مشمول یارانه (قند و شکر، روغن، نان، گوشت وشیر) را درمناطق شهری ایران، از طریق داده‌های بودجه خانوارهای شهری ایران و شاخص قیمت‌های مصرف‌کننده منتشرشده توسط بانک مرکزی در سال‌های1363-1384، یک روش دو مرحله‌ای و تکنیک‌های همجمعی به دو صورت بلندمدت وکوتاه مدت برآورد کرده، همچنین قیود همگنی وتقارن را نیز با استفاده از آزمون والد مورد آزمون قرار داده‌ایم. درنهایت انواع کشش‌های قیمتی، درآمدی و متقاطع تقاضا به تفکیک بلندمدت و کوتاه مدت را به‌عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل، محاسبه کرده‌ایم.  نتایج این پژوهش نشان می‌دهد به‌دلیل بی‌کشش‌بودن اقلام یارانه‌ای، هر گونه کاهش در پرداخت یارانه به کالاهای یادشده، به افزایش قیمت منجر شده ومخارج اضافی را به مصرف‌کنندگان تحمیل می‌کند.  با این وجود، تغییر ساختار پرداخت یارانه و کاهش تدریجی یارانه‌های پرداختی به نان، قندوشکر و روغن وسوق دادن آن به سمت شیر و گوشت، به‌صورت کاملاً هدفمند توصیه می‌شود.