دوره و شماره: دوره 19، شماره 60، پاییز 1393، صفحه 1-200 

معرفی و مقایسه‌ عملکرد گزیده‌ای روش‌های معمول در پیش‌بینی ارزش در معرض ریسک چنددوره‌ای: مطالعه‌ موردی بورس اوراق بهادار تهران

صفحه 1-35

سید مهدی برکچیان، محمد حسین رضائی

چکیده مؤسسات مالی خصوصا بانک‌ها بنا بر الزامات قانونی کمیته‌ی بازل، برای تعیین میزان سرمایه‌ی احتیاطی خود می‌بایست پیش‌بینی‌های چنددوره‌ای (Multi-Period) از ارزش در معرض ریسک سبد دارایی­های خود داشته باشند. لذا یافتن مدل­های کارآمد در تخمین ارزش در معرض ریسک چنددوره‌ای (یا چندروزه) برای مدیران ارشد ریسک و علی‌الخصوص مدیران ریسک مالی از اهمیت بالایی برخوردار است. این مقاله به بررسی و مقایسه‌ی عملکرد روش‌های پارامتری، ناپارامتری و نیمه‌پارامتری در پیش‌بینی ارزش در معرض ریسک چنددوره‌ای برای سبد سرمایه‌گذاری‌شده در بورس اوراق بهادار تهران ‌می‌پردازد. نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که ‌روش مرسوم تبدیل مقیاس زمان (قاعده­ی جذر زمان) در اکثر افق­های زمانی و در بین تمامی مدل­های مورد بررسی، عملکرد خوبی ندارد. همچنین مدل­های پارامتری در مقایسه با روش­های ناپارامتری زیان انباشته­ی بزرگتری را برای سبد دارایی­ها نتیجه داده­ و در مقابل هزینه­ی فرصت کمتری را به منابع بنگاه تحمیل می‌کنند. 

انتقال نامتقارن نرخ ارز به شاخص‌های قیمت داخلی با رویکرد SVAR

صفحه 37-65

جاوید بهرامی، تیمور محمدی، شادی بزرگ

چکیده از منظر سیاست­گذاری، درک اثر نوسانات نرخ ارز بر قیمت­ها معیاری مناسب جهت ارزیابی سیاست­های پولی محسوب می­شود. این مطالعه با تحلیل داده­های فصلی سال  1369 تا 1392به کمک مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) به ارزیابی این موضوع پرداخته که تا چه حد و چگونه نوسانات نرخ ارز قیمت های داخلی ایران را تحت تاثیر قرار می­دهد. علاوه بر متغیرهای نماینده عدم تقارن انتقال نرخ ارز و شکاف تولید، رشد متغیرهای نقدینگی،تورم مصرف­کننده، تورم تولیدکننده و قیمت­های وارداتی نیز در مدل استفاده شده است. یافته­های اصلی این مقاله را می­توان اینطور بیان کرد:اول، نتایج مؤید وجود عدم تقارن انتقال نرخ ارز در اقتصاد ایران هستند و نحوه انتقال به قیمت­های داخلی متفاوت است. دوم، در مجموع در بین چهار متغیر نشانگر عدم تقارن، تغییرات کاهشی کوچک نرخ ارز بر قیمت­ها بی اثر شناخته شده است در حالیکه تغییرات افزایشی نرخ ارز و بطور ویژه افزایش­های بیش از حد آستانه نرخ ارز بیشترین تاثیرگذاری را بر متغیرهای قیمتی دارد.سوم، ماندگاری انتقال در شاخص قیمت­های مصرف­کننده بیش از سایر متغیرهاست.

قدرت چانه‌زنی والدین و تخصیص زمان کودک در میان خانوارهای ایران

صفحه 67-99

غلامرضا کشاورز حداد، شهلا اوجاقی

چکیده در این پژوهش به موضوع تخصیص زمان کودکان در میان خانوارهای ایرانی می­پردازیم. برخی از محققین بر این باورند که والدین نسبت به فرزندانشان دارای ترجیحات یکسانی می­باشند، اما در حقیقت پدر و مادر ممکن است اثرات متفاوتی بر تخصیص زمان فرزند دختر و پسر داشته باشند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر قدرت چانه­زنی والدین بر تخصیص زمان کودک بین کار و تحصیل در یک مدل جمعی خانوار است. در این مطالعه با به کارگیری مدل­های اقتصاد سنجی پروبیت دوگانه و توبیت و با استفاده از اطلاعات هزینه و درآمد خانواده­های ایرانی برای مناطق شهری و روستایی در سال 1390 که توسط مرکز آمار ایران گردآوری شده است، اثر قدرت چانه­زنی والدین، ترتیب تولد کودکان، تحصیلات پدر و مادر، درآمدهای کاری و غیرکاری پدر و مادر بر تخصیص زمان کودک به کار و تحصیل را بررسی می­کنیم.

رابطه بین حاکمیت قانون و نرخ تورم: شواهدی از کشورهای منتخب منطقه MENA

صفحه 101-132

حسن حیدری، رقیه علی‌نژاد، رعنا اصغری

چکیده این مطالعه، اثر حاکمیت قانون بر نرخ تورم را برای 16 کشور منتخب منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) طی دوره زمانی 2012-1996 مورد بررسی قرار داده است. روابط موجود بین متغیرها در یک مدل رگرسیونی انتقال ملایم تابلویی (PSTR) و با استفاده از روش حداقل مربعات غیرخطی (NLS) تخمین زده می­شود. نتایج حاصل از برآورد مدل، فرضیه خطی بودن را رد کرده و وجودیکتابعانتقالپیوستهبادورژیممتفاوتو اندازه آستانه­ای 525/0- را برای شاخص حاکمیت قانون در این گروه از کشورهانشانمی­دهد.نتایج، همچنین نشان می­دهد که شاخص حاکمیت قانون، شاخص باز بودن اقتصاد و تولید ناخالص داخلی سرانه در هر دو رژیم تأثیر منفی بر نرخ تورم دارند که در رژیم دوم شدت تأثیرگذاری این متغیرها افزایش می­یابد. علاوه بر این، متغیرهای مخارج مصرفی دولت و نقدینگی در هر دو رژیم تأثیر مثبت بر نرخ تورم دارند که البته در رژیم دوم ازشدت تأثیرگذاری آن­ها کاسته شده است. لذا می­توان گفت اقداماتی همچون ایجاد سازوکارهای نوآورانه در جهت حل منازعات، ثبات در برنامه­ها و اهداف طراحی شده توسط دولت و عدم تغییر پیاپی سیاست­ها، با افزایش سطح حاکمیت قانون در این کشورها، به کاهش نرخ تورم کمک می­نمایند.  

بررسی عوامل مؤثر بر صادرات غیرنفتی ایران با استفاده از رویکرد میانگین‌گیری بیزی

صفحه 133-156

عباس عرب مازار، حسام الدین قاسمی

چکیده در این مقاله با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر صادرات غیرنفتی ایران و با استفاده از چارچوب ذهنی عدم اطمینان مدل به بررسی عوامل مؤثر بر صادرات غیرنفتی پرداخته شده است. با استفاده از رویکرد میانگین گیری بیزی و در چارچوب عدم اطمینان مدل و با برآورد نه میلیون و ششصد هزار رگرسیون، 6 متغیر نرخ ارز آزاد، تولید ناخالص داخلی، تورم، سرمایه گذاری بخش خصوصی، تسهیلات سیستم بانکی به بخش صنعت و معدن و بی‌ثباتی نرخ ارز، به عنوان متغیرهای موثر (به این معنی که اثر خود را در حضور سایر متغیرها حفظ کرده و با معنی شده‌اند) شناخته شدند.این نتایج نشان می‌دهد به دلیل احتمال پسین بالا می‌بایست در برآورد مدل صادرات غیرنفتی و همچنین با هدف اثرگذاری بر صادرات غیرنفتی کشور به این متغیرها بیش از سایر متغیرها توجه گردد. 

بررسی عوامل مؤثر بر نرخ رشد تولید صنایع ایران (1390-1373)

صفحه 157-180

محمد مولایی، راضیه صحرایی

چکیده بخش صنعت یکی از بخش­های مهم اقتصادی است و رشد و توسعه آن باعث توسعه صنعتی و اقتصادی در هر کشور می­باشد­. توسعه و گسترش بخش صنعت مستلزم استفاده از  فناوری پیشرفته به همراه نیروی انسانی ماهر و با تجربه می­باشد­. عوامل مختلفی در رشد تولید و ارزش افزوده صنعتی مؤثر است که مهمترین آنها نیروی انسانی ماهر و با تجربه، ماشین آلات مدرن و تکنولوژی نوین و پیشرفته می­باشد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر سرمایه فیزیکی، نیروی انسانی ماهر و غیر­ماهر بر نرخ رشد تولیدات صنعتی با استفاده از مدل رشد تعمیم یافته سولو طی سال­های 1390-1373 می­باشد. در مدل رشد سولوی تعمیم یافته، گرچه پیشرفت فنی به عنوان متغیر برون­زا  مورد استفاده قرار می­گیرد­، لیکن سرمایه انسانی که مهمترین عامل مؤثر بر رشد اقتصادی محسوب می­شود، به عنوان متغیر درون­زا در مدل لحاظ شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که گرچه تأثیر نرخ رشد عوامل مورد مطالعه بر رشد تولیدات صنایع ایران مثبت و معنادار است­، لیکن تأثیر نیروی انسانی ماهر که از آن به عنوان سرمایه انسانی نیز یاد می­شود، بیشتر از نیروی انسانی غیر ماهر   می­باشد.  بنابراین، افزایش سطح دانش و مهارت نیروی انسانی می­تواند در افزایش تولیدات و ارزش افزوده صنایع ایران مؤثر باشد. لیکن تأثیر نیروی انسانی ماهر ک