محاسبه ارزش در معرض خطر: رویکرد DCC-GARCH-Copula
دوره 25، شماره 82، بهار 1399، صفحه 43-82
https://doi.org/10.22054/ijer.2020.11908
رضا طالبلو، محمد مهدی داودی
چکیده در این مقاله بهمنظور محاسبه ریسک بازاری سبدی از 10 شاخص صنایع منتخب بورس اوراق بهادار تهران از دو الگوی ارزش در معرض ریسک (VaR) و ریزش مورد انتظار (ES) استفاده شده است. در این راستا برای تخمین تلاطمهای سبد طرح شده از الگوهای مختلف گارچ چندمتغیره و برای محاسبه همبستگی غیرخطی سبد دارایی از الگوهای مختلف کاپیولا بهرهبرداری شده است. همچنین پسآزمایی الگوها با آزمونهای کوپیک، کریستوفرسن، انگل و منگالی و مکنیل و فری صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داده است که الگوی DCC-GARCH با توزیع تیاستودنت نسبت به سایر الگوهای رقیب بهترین نتایج را در تخمین تلاطمهای سبد دارایی ارائه کرده است. همچنین از بین تمامی الگوهای کاپیولای بررسی شده در پژوهش، الگوی کاپیولای تیاستودنت نتایج بهتری برای تخمین وابستگی بین داراییها نشان داده است. درنهایت نتایج پسآزمایی الگوهای مختلف نشان داد که هر دو الگوی DCC-GARCH با توزیع تیاستودنت و
DCC-GARCH-Copula با توزیع تیاستودنت در برآورد ارزش در معرض ریسک و ریزش مورد انتظار نتایج قابل قبولی دارند. با این حال آزمون لوپز و بلانکو و ایهل نشان دادند که الگوی DCC-GARCH با توزیع تیاستودنت نسبت به الگوی DCC-GARCH-Copula با توزیع تیاستودنت برآورد دقیقتر و کاراتری از ارزش در معرض ریسک و ریزش مورد انتظار سبد دارایی ارائه می کند.
مقایسه رویکرد EVT با سایر روشهای سنجش ریسک بازار (VaR) در چارچوب پسآزمایی و آزمون کوپیک: دلالتهایی برای مدیریت ریسک بازار نهادهای مالی
دوره 22، شماره 70، بهار 1396، صفحه 99-132
https://doi.org/10.22054/ijer.2017.7967
رضا طالبلو، محمد مهدی داودی
چکیده طی سالهای اخیر، پژوهشگران با بهکارگیری نظریه مقدار فرین (EVT)، ریسک بازار را به نحو دقیقتری برای وقایع نادر (شرایط بحرانی) محاسبه کردهاند. در این راستا، این مقاله، به بررسی روشهای مختلف اندازهگیری ریسک بازار در سطوح مختلف اطمینان میپردازد. با توجه به اینکه برای اندازهگیری اثرات بحرانهای مالی بر ارزش داراییها، روش EVT براساس فروض نظریه، نیازمند سریهای زمانی با مشاهدات بسیاری است، ازاینرو، در این مقاله از 4 شاخص کل، صنعت، بازار اول و بازار دوم در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است.
نتایج پسآزمایی در این پژوهش حاکی از آن است که از بین روشهای مختلف، رویکرد نیمهپارامتریک یا همان رویکرد EVT در مقایسه با رویکردهای پارامتریک (EWMA، MA، GARCH) و ناپارامتریک (Historical Simulation) در سطوح اطمینان بالاتر، کارآیی بالاتری دارند. همچنین روش HS در سطوح اطمینان بالا نتایج قابل قبولی را نشان میدهد. این در حالی است که روشهای پارامتریک (EWMA، MA، GARCH) در محاسبه ارزش در معرض ریسک در سطوح اطمینان 90/0 و 95/0 نتایج قابل اطمینانتری را ارایه میکنند. همچنین پویایی الگوهای GARCH و EWMA نسبت به سایر الگوها بسیار بیشتر است. در بخش بعد، با ترکیب الگوهای مختلف، 3 الگوی EWMA-EVT، GARCH-EVT و AWHS ساخته شد. پس از پسآزمایی 3 الگوی یادشده، مشخص شد که دو الگوی AWHS و EWMA-EVT بهترین نتایج را در بین الگوهای مختلف ارایه و در تمام سطوح اطمینان کفایت قابل قبولی را در تخمین ارزش در معرض ریسک ارایه کردهاند. با این حال، الگوی GARCH-EVT تنها در سطح اطمینان 999/0 نتایج قابل قبولی را نشان میدهد.
برآورد ارزش در معرض ریسک شاخص صنعت فلزات اساسی تحت اثر شوکهای نرخ ارز
دوره 19، شماره 59، تابستان 1393، صفحه 183-210
شیوا زمانی، مجید علیفر
چکیده در این مقاله اثر شوکهای نرخ ارز را در تلاطم شاخص فلزات اساسی لحاظ کرده و برای مدلسازی آن از یک مدل ARJI-GARCH استفاده میکنیم. به این منظور ابتدا از مدل شدت جهش شرطی خودبرگشت (ARJI) برای مدلسازی تلاطم نرخ ارز استفاده میکنیم، سپس نتیجة آن را برای برآورد تلاطم شاخص صنعت فلزات اساسی در یک مدل GARCH به کار میبریم. در ادامه از تلاطم برآورد شده با مدل ARJI-GARCH ارزش در معرض ریسک (VaR) شاخص فلزات اساسی را محاسبه میکنیم. در پایان، دقت و کفایت ارزش در معرض ریسک با آزمونهای آن بررسی میشود، به علاوه ارزش در معرض ریسک حاصل با نتایج مدل شبیهسازی تاریخی موزون شده در طول زمان و مدلهای GARCH بدون در نظر گرفتن نرخ ارز مقایسه میشود. این مقایسه نشان میدهد که در مورد شاخص صنعت فلزات اساسی، محاسبة VaR با در نظر گرفتن شوکهای نرخ ارز در مدل ARJI-GARCH نسبت به مدلهای مورد مقایسه نتایج بهتری دارد.
طراحی سبد بهینه ارز برای ایران با استفاده از مدل خودرگرسیونی واریانس ناهمسان شرطی تعمیمیافته
دوره 15، شماره 44، پاییز 1389، صفحه 199-230
زهرا نصراللهی، مینا شاهویری
چکیده مدیریت منابع ارزی در ایران به علت وجود درآمدهای ارزی عمده که از فروش نفت حاصل میشود، از اهمیت به سزایی برخوردار است. برنامهریزی صحیح، میتواند از تحمیل هزینههای ناشی از مدیریت نامناسب این منابع جلوگیری نماید. بنابراین، در این پژوهش تلاش میکنیم تا به ارائه چارچوبی به منظور طراحی سبد بهینه برای آن بخش از درآمدهای ارزی که با هدف سرمایهگذاری نگهداری میشوند، بپردازیم. بر این اساس، با استفاده از بازدههای روزانه ارز که بر مبنای دادههای موجود در بازار ارز در سالهای 2000 تا 2008 میلادی به دست آمدهاست، ترکیبی موزون و بهینه از ارزهای رایج با بهکارگیری مدلهای خودرگرسیونی واریانس ناهمسان شرطی تعمیمیافته تک متغیره و چند متغیره، با هدف حداکثرنمودن بازده مورد انتظار و تحت محدودیت ارزش در معرض ریسک پیشنهاد میشود. در نهایت، مدلهای مورد استفاده با بهکارگیری آزمون بازخور مورد ارزیابی قرارگرفته و بهترین مدل انتخاب میشود. نتایج این پژوهش برتری مدل GARCH چند متغیره را نسبت به تک متغیره در تخصیص سبد بهینه ارز نشان میدهد.
