رابطه فقر و جوانان غیر درگیر در آموزش، مهارتآموزی و اشتغال در ایران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 شهریور 1403
https://doi.org/10.22054/ijer.2024.78275.1265
شیما نمازی زواره، فرشاد مومنی، علی اصغر سالم
چکیده موضوع فقر جوانان ارتباط مستقیمی با وضعیت بیکاری و محرومیت آنان از فرآیندهای تحصیلی، اشتغال و رشد فردی دارد. درنتیجه به منظور مقابله با چالش فقر جوانان، باید تمرکز اصلی بر تسهیل دسترسی پدیده جمعیتیNEET به آموزش با کیفیت و فرصتهای شغلی شرافتمندانه قرار گیرد. با توجه به این که این گروه از افراد، تهدیدی بالقوه برای دستیابی کشور به یکی از مهمترین اهداف توسعه پایدار یعنی پایان دادن به فقر از طریق کار شایسته و رشد اقتصادی بوده و جمعیت جوان را به یک چالش و نه فرصت در اقتصاد تبدیل میکنند، بررسی تاثیری که بر فقر میگذارند و تاثیری که از فقر میپذیرند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در همین راستا هدف مقاله حاضر بررسی رابطه همزمان میان فقر خانوار و پدیده جمعیتی در جامعه شهری و روستایی ایران در سال 1401 میباشد. بدین منظور با بهرهگیری از ریزدادههای طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی نخست خط فقر بر پایه رویکرد فقر چندبعدی محاسبه و خانوارهای فقیر شناسایی شد. سپس خانوارهایی که دارای پدیدهجمعیتی هستند نیز مشخص گردید. نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش با استفاده از روش حداقل مربعات دو مرحلهای (2SLS) نشان داد که در مناطق شهری پدیده جمعیتی و فقر هر دو تاثیر مثبت و معناداری بر یکدیگر می گذارند. بر خلاف مناطق شهری نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش در مناطق روستایی مشخص کرد که پدیده جمعیتی تاثیر معناداری بر فقر خانوار ندارد اما از سوی دیگر فقر خانوار تاثیر مثبت و معناداری بر آن میگذارد
بررسی اثر فقر بر اشتغال غیررسمی در ایران با استفاده از روش دو مرحلهای هکمن پروبیت
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 شهریور 1403
https://doi.org/10.22054/ijer.2024.78386.1268
شیما نمازی زواره، فرشاد مومنی، علی اصغر سالم
چکیده یک دلیل عمده سوق افراد به سمت مشاغل غیررسمی انگیزههای ضرورت میباشد. در واقع اشتغال غیررسمی نوعی استراتژی بقا برای کسانی است که راهی جز کار کردن در این نوع مشاغل با دستمزد پایین در جهت کسب درآمد و حمایت از خود و خانوادههایشان نمییابند. در سطح توسعه تداوم این روند توان رقابت اقتصادی و کیفیت زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار داده و بنیه تولید ملی و تولید فناورانه و نوآورانه را با محدودیتهای جدی رو به رو میسازد. در همین راستا هدف مقاله حاضر بررسی اثر فقر خانوار به همراه سایر عوامل اقتصادی-اجتماعی بر اشتغال غیررسمی در مناطق شهری ایران در سال 1398 است. برای این منظور با بهرهگیری از ریز دادههای طرح هزینه و درآمد خانوارهای شهری، نخست خط فقر بر پایه رویکرد فقر مطلق برای مناطق شهری محاسبه و خانوارهای فقیر شناسایی شد. سپس با توجه به شاخص ارائه شده در این پژوهش نوع اشتغال خانوارها به لحاظ رسمی و غیررسمی بودن مشخص گردید. نتایج حاصل از برآورد الگوی پژوهش با استفاده از روش دو مرحلهای هکمن پروبیت حاکی از آن است که فقر خانوار منجر به افزایش معناداری در اشتغال غیررسمی میشود به طوری که با افزایش در فقر، احتمال شاغل غیررسمی بودن به میزان 57/0 افزایش مییابد. پیام راهبردی مطالعه آن است که صرفا با ارتقاء بنیه تولید فناورانه و خلق قابلیتهای ارزش آفرینانه متکی به بهرهوری فزاینده است که میتوان بر معضل فقر و همچنین اشتغال غیررسمی در ایران غلبه کرد.
بررسی مقایسهای هدفگذاری ملی و منطقهای فقر :با تأکید بر مناطق شهری کشور
دوره 30، شماره 104، پاییز 1404، صفحه 1-40
https://doi.org/10.22054/ijer.2026.83941.1341
باقر درویشی، فرشته محمدیان، علی اصغر سالم
چکیده یارانههای همگانی نهتنها تأثیر چندانی در رفاه اقشار آسیبپذیر ندارد بلکه موجب افزایش هزینههای دولت شده و منافع آنها بیشتر نصیب گروههای بالای درآمدی میشود. لذا لزوم بازنگری در شیوه پرداخت یارانهها و شناسایی فقرا احساس میشود. در این خصوص یکی از ایدههای مطرح، منطقهای کردن نظام یارانهها در ایران است. لذا هدف اصلی این مقاله مقایسه هدفگذاری ملی و منطقهای یارانهها در سطح مناطق شهری کشور است. در ابتدا با استفاده از اطلاعات طرح هزینه درآمد خانوارهای شهری در سال 1401، خط فقر و شاخصهای فقر محاسبه شد، سپس با استفاده از روش خوشهبندی سلسلهمراتبی، مناطق شهری استانهای کشور مبتنی بر شاخصهای فقر به هشت منطقه دستهبندی شدند و درنهایت با استفاده از یک روش بهینهسازی عددی نتایج هدفگذاری یارانهها در سطح ملی و مناطق مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج مقایسه هدفگذاری خانوارها براساس مشخصههای انفرادی و ترکیبی از آسیبپذیرترین ویژگیها در سطح ملی و مناطق هشتگانه شهری، تفاوتهای زیادی را آشکارساخت. این تفاوت در میزان یارانه بهینه، میزان کاهش فقر، کارایی هدفگذاری و خطاهای حاصله از آن وجود دارند. بنابراین حتی اگر سیاستگذار بخواهد براساس مشخصههایی یکسان، خانوارهای خاصی را در سطح ملی و منطقهای هدف قرار دهد، باز هم لازم است میزان پرداختی به گروههای جمعیتی یکسان در سطح مناطق مختلف متفاوت باشد.
سرمایهگذاریهای نامشهود در صنایع با شدت فناوری دیجیتالی بالاتر و بهرهوری عوامل تولید
دوره 28، شماره 94، بهار 1402، صفحه 9-47
https://doi.org/10.22054/ijer.2021.60583.969
اسفندیار جهانگرد، تیمور محمدی، علی اصغر سالم، فروغ اسمعیلی صدرآبادی
چکیده سوالی که مدنظر پژوهشگران در حیطه اقتصاد دانش بنیان است، این است که از میان مولفههای موثر بر سرمایهگذاری نامشهود، آیا فناوری اطلاعات و ارتباطات وزن سنگینتری نسبت به مابقی مولفهها دارد؟ در این مطالعه با استفاده از رویکرد CHS به محاسبه اندازهگیری سرمایهگذاری نامشهود پرداخته شد. در تحقیقات کورادو و همکاران (2005)، سرمایهگذاری نامشهود را به سه قسمت عمده اطلاعات رایانهای، دارایی نوآورانه و صلاحیتهای اقتصادی تقسیم کردهاند. در این مقاله، مولفه فناوری اطلاعات و ارتباطات که جزء اول سرمایهگذاری نامشهود است را از آن جدا کردیم و میزان اثرگذاری آن بر بهرهوری عوامل تولید بررسی شده است. حوزه مورد مطالعه، صنایع کارخانهای با کد طبقهبندی رتبه فعالیتهای اقتصادی چهار رقمی برای کارکنان 10 نفر و بالاتر طی سالهای 1375 تا 1396 است. با استفاده از دادههای پانلی و با الگوی گشتاورهای تعمیم یافته به برآورد تابع بهرهوری برای صنایع کارخانهای پرداخته شد. نتایج این پژوهش، نشان میدهد که ICT نقش پررنگی بر بهرهوری کل عوامل تولید دارد. همچنین ضریب آن نسبت به دیگر مولفههای سرمایهگذاری نامشهود، بالاتر است.
