نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته علوم اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی ، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
چکیده
مسئلۀ توسعهنیافتگی در ایران همواره با پدیدهای پارادوکسیکال همراه بوده است. از یکسو، توافق عمومی بر ضرورت توسعه برای دستیابی به بهروزی اجتماعی وجود دارد و از سوی دیگر، اجماع نظری و سیاسی بر مسیر تحقق آن حاصل نشده است. در این مقاله، با اتکا به آراء نوین در تبیین توسعهنیافتگی که مهمترین عامل عدم تحقق توسعه را نابرابری میدانند، مقولۀ عدم توازن قوا میان مردم و حکومت مهمترین عامل تشدید نابرابریها دانسته شد و بر اساس رویکرد نهادگرایی و با استفاده از مدل نظری ترکیبی نورث و همکاران، فوکویاما و عجماوغلو، نقش توازن قوا میان فرادستان و فرودستان در بازتولید یا مهار نابرابریهای ناموجه در ایران بررسی گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که نابرابری در توزیع قدرت، ثروت و منزلت، حاصل فقدان یا ضعف توازن پایدار در روابط دولت و ملت بوده است و هرقدر از حاکمیت یکدست فاصله گرفته میشد، نابرابریها کاهش مییافت و هرچقدر حاکمیت به سمت یکپارچه شدن حرکت کرد، نابرابریها افزایش یافت. در نهایت، مقاله تأکید کرد که عبور از وضعیت موجود و حرکت بهسوی توسعه مستلزم بازآرایی نهادی و ایجاد لویاتان مقیدی است که همزمان واجد توان اجرایی، پیگیر حاکمیت قانون و پاسخگوی دموکراتیک باشد؛ امری که تنها از طریق ایجاد توازن میان دولت و جامعۀ مدنی از نوع دولت قوی، ملت قوی ممکن است.
کلیدواژهها
موضوعات