نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

2 استاد گروه برنامه‌ریزی و توسعه اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه اقتصاد نظری، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه اقتصاد بازرگانی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

چکیده

الگوی تجارت اقتصاد ایران نامتقارن و متکی بر صنایع بالادستی است. تبدیل این نوع الگو به ارزش‌افزوده و تجزیه آن در سطح کلان و بخشی، بستر تحلیل جایگاه اقتصاد ایران در زنجیره‌های ارزش جهانی را فراهم می‌کند. در این راستا ابتدا دو مسئله برجسته می‌گردد: اول مسئله بیش‌برآوردی و یا کم برآوردی در تولید ناخالص داخلی ناشی از تبدیل تجارت کالایی بر حسب ارزش افزوده است. دوم سنجش مشارکت ایران در زنجیره‌های ارزش جهانی در سطح کلان و بخشی است که با استفاده از روش حذف فرضی تعمیم یافته در قالب چشم‌اندازهای کشوری و دوجانبه مورد بررسی قرار می‌گیرد. به منظور بررسی کمی این دو مسئله از جداول داده-ستانده جهانی UNCTAD-Eora برای سال‌های 1990 و 2017 در چارچوب الگوی ایستای مقایسه‌ای استفاده شده است. یافته‌های کلی مقاله نشان می‌دهد که نخست، تبدیل تجارت به ارزش افزوده و تجزیه آن در قالب "حساب اقماری تجارت ارزش‌افزوده" کاملاً سازگاری و همگنی با سیستم حساب‌های ملی و لذا GDP هر کشور دارد. دوم، نتایج بر مبنای چشم‌انداز کشوری نشان می‌دهد سهم صادرات ارزش‌افزوده و ارزش‌افزوده برگشتی در صادرات ناخالص اقتصاد ایران نسبت به میانگین جهانی بالاتر است (مشارکت در بالادست زنجیره‌های ارزش جهانی)، همچنین سهم صادرات ارزش‌افزوده خارجی و حساب مضاعف نسبت به میانگین جهانی پایین‌تر است (ادغام ضعیف در زنجیره‌های ارزش جهانی). همچنین نتایج بر مبنای چشم‌انداز دوجانبه در سطح سازمان‌های همکاری بین‌المللی حاکی از آن است که عضویت ایران در بریکس و سازمان همکاری شانگهای می‌تواند پتانسیل خوبی در بهبود مشارکت ایران در زنجیره‌های ارزش جهانی داشته باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات