نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی،گروه اقتصاد، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه اقتصاد، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران
3 استادیارگروه مالی و بانکداری، دانشگاه علامه طباطبائی،تهران،ایران
4 گروه مدیریت صنعتی،واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران
چکیده
مسکن، بهعنوان سرپناه و کالایی فاقد جانشین، ماهیتی دوگانه دارد؛ بهگونهای که هم کالایی مصرفی است و هم نقشی سرمایهای و بادوام ایفا میکند. در این مقاله با استفاده از چارچوب نظری عامل بنیان یک مدل سیستمی برای قیمتگذاری مسکن با در نظر گرفتن حضور بازیگران ناهمگن از جمله خریداران مصرفی، سرمایهگذاران و انبوهسازان املاک ارائه شده است که با استفاده از دادههای واقعی اقتصاد ایران و برای دادههای فصلی سالهای 1377 الی 1401، از طریق الگوریتم ژنتیک مدل مذکور برآورد شده است. نتایج شوکها نشان میدهند که رفتار سفتهبازانه سرمایهگذاران، نقش مهمی در پویایی و نوسانات قیمت مسکن ایفا میکند. در شرایطی که سرمایهگذاران سفتهباز از بازار حذف شوند، قیمت مسکن بر اساس هزینههای واقعی تولید و تقاضای مؤثر شکل میگیرد که از آن بهعنوان قیمت تعادلی پایه یاد میشود. اما در مقابل، حضور رفتارهای سفتهبازانه میتواند منجر به انحرافهای پایدار از این سطح و حتی افزایشهای انفجاری در قیمت مسکن شود. براساس نتایج در اقتصاد ایران و در دوره مذکور شاهد شدت پیشبینینگری بالای 16/52 درصد و حالت ناپایدار حبابی هستیم. از منظر سیاستگذاری، مدل نشان میدهد که نسبت میزان وام مسکن از قیمت مسکن ابزار مؤثری برای تنظیم بازار در دورههای رونق یا رکود نیست؛ موضوعی که با شواهد واقعی بازار نیز همخوانی دارد. در مقابل، کاهش هزینههای ساخت و توسعه میتواند موجب افزایش عقلانیت بازار، کاهش حساسیت سرمایهگذاران پیشبینیگرا و در نهایت، تقویت پایداری قیمت پایه، احیای بازار و تثبیت قیمت مسکن شود.
کلیدواژهها
موضوعات