رویکرد نهادی- رفتاری به سیاستگذاری اقتصادی و دلالتهایی برای ایران
دوره 30، شماره 105، زمستان 1404، صفحه 104-136
https://doi.org/10.22054/ijer.2025.83282.1330
علی نیکونسبتی، عباس عصاری آرانی، فرشاد مومنی، لطفعلی عاقلی
چکیده چالشهای پیشروی سیاستگذاری در دنیای در حال تحول کنونی باعث شده است در خلال سالهای اخیر، ایده ارائه مدلهای ترکیبی برای تحلیل علل موفقیت و شکست سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد. بررسیها نشان میدهد رویکردهای نهادی و رفتاری با چالشهایی درخصوص تبیین مناسب شکست سیاستگذاری مواجه هستند. رویکرد نهادی تبیین مناسبی از اشتباهات سیاستگذاری در یک ساختار دموکراتیک ارائه نمینماید و رویکرد رفتاری نمیتواند عدم اصلاح سیاستگذاری با وجود تلنگرها را بهخوبی تبیین نماید. برای غلبه بر این چالشها، با اتکا به دو رویکرد نهادی-رفتاری الگوی جدیدی برای تبیین سیاستگذاری ارائه شده است که بر اهمیت نهادها، میانبرهای ذهنی و کل ساختار نهادی در موفقیت یا شکست سیاستگذاری تأکید مینماید. مبتنی بر الگوی ترکیبی فوق و با استفاده از روش تحلیل مقایسهای، شاخصها و سیاستها در ایران و کشورهای منتخب در دو بخش مسکن و سلامت بررسی شد. سهم هزینه مسکن و سلامت از کل هزینههای خانوارهای شهری در ایران تقریباً دو برابر میانگین جهانی است که به معنی شکست سیاستگذاری است. دلیل این شکست ازیکسو، فاصله ساختار نهادی کشور با نظام دموکراتیک است که بر کیفیت سیاستگذاری اثر منفی دارد. ازسویدیگر، سوگیری شناختی بهدلیل میانبر ذهنی دسترسپذیری در دو بخش مسکن و سلامت قابل مشاهده است. درواقع سیاستگذار بهسادگی فرض میکند با تزریق منابع و افزایش عرضه میتواند شرایط را بهبود بخشد. همچنین سیاستگذار از قوانین و قواعد (نهادها) اثرگذار در هر بخش غفلت مینماید که این امر نیز در شکست سیاستها بسیار مؤثر است.
تحلیل رفتار سفته بازان در بازار مسکن ایران از طریق مدلسازی عاملبنیان و الگوریتم ژنتیک
دوره 30، شماره 105، زمستان 1404، صفحه 137-184
https://doi.org/10.22054/ijer.2026.86895.1379
ندا علم الهدی، مرجان دامن کشیده، میثم امیری، امیررضا کیقبادی
چکیده مسکن بهعنوان سرپناه و کالایی فاقد جانشین، ماهیتی دوگانه دارد بهگونهایکه هم کالایی مصرفی است و هم نقشی سرمایهای و بادوام ایفا میکند. در این مقاله با استفاده از چارچوب نظری عاملبنیان یک مدل سیستمی برای قیمتگذاری مسکن با در نظر گرفتن حضور بازیگران ناهمگن ازجمله خریداران مصرفی، سرمایهگذاران و انبوهسازان املاک ارائه شده است که با استفاده از دادههای واقعی اقتصاد ایران و برای داده های فصلی سالهای 1377 الی 1401 از طریق الگوریتم ژنتیک مدل مذکور برآورد شده است. نتایج شوکها نشان میدهد که رفتار سفتهبازانه سرمایهگذاران، نقش مهمی در پویایی و نوسانات قیمت مسکن ایفا میکند. در شرایطی که سرمایهگذاران سفتهباز از بازار حذف شوند، قیمت مسکن براساس هزینههای واقعی تولید و تقاضای مؤثر شکل میگیرد که از آن بهعنوان قیمت تعادلی پایه یاد میشود. اما درمقابل، حضور رفتارهای سفتهبازانه میتواند منجر به انحرافهای پایدار از این سطح و حتی افزایشهای انفجاری در قیمت مسکن شود. براساس نتایج در اقتصاد ایران و در دوره مذکور، شاهد شدت پیشبینی نگری بالای 52/16 درصد و حالت ناپایدار حبابی هستیم. از منظر سیاستگذاری، مدل نشان میدهد که نسبت میزان وام مسکن از قیمت مسکن، ابزار مؤثری برای تنظیم بازار در دورههای رونق یا رکود نیست؛ موضوعی که با شواهد واقعی بازار نیز همخوانی دارد. درمقابل، کاهش هزینههای ساخت و توسعه میتواند موجب افزایش عقلانیت بازار، کاهش حساسیت سرمایهگذاران پیشبینیگرا و درنهایت، تقویت پایداری قیمت پایه، احیای بازار و تثبیت قیمت مسکن شود.
تأثیر نیروی کار مهاجر بر بهرهوری بخش مسکن ایران
دوره 17، شماره 50، بهار 1391، صفحه 139-157
حمید سپهردوست
چکیده کشور ایران میزبان بیشترین تعداد مهاجران در فرم پناهندگان افغان از سال 1982 بوده است. به این پناهندگان اجازه داده شده است که برای پیدا کردن شغل در بازار نیروی کار ایران، به دنبال آن سری از کارهای سخت فیزیکی نظیر فعالیتهای ساخت و ساز در بخش مسکن باشند که در بسیاری از مواقع بدلیل عدم برخورداری از صرفه جوییهای اقتصادی، نمیتوان براحتی آنها را با کارگران ایرانی پر نمود. در این تحقیق سعی شده که به بررسی اثرات بهکارگیری کارگران مهاجرافغان و عملکرد آنها بر بهرهوری بخش ساخت و ساز اقتصاد ایران طی دوره 2009 - 2006، با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده ها(DEAٍَِ) پرداخته شود. نتایج تحقیق نشان میدهد که با وجود تحمل هزینههای گزاف اقتصادی در ارتباط با پذیرش این تعداد از مهاجرین به داخل کشور( بیش از یک میلیون پناهنده)، کشور مزبور توانسته است منافعی انکار ناپذیر را از حضور کارگران مهاجر افغانی نصیب خود سازد. همچنین تجزیه و تحلیل آماری نشان میدهد که تفاوت معنیداری بین نمرات بهرهوری استانهایی که از تمرکز نیروی کار مهاجر بیشتری در فعالیت های ساخت و ساز نسبت به سایر استانها وجود دارد. این بدان معناست که سطوح بالاتر کارایی فنی در بخش مسکن بسیاری از استانهای کارآمد را میتوان طی دوره مطالعه به برخورداری این استانها از تمرکز نیروهای کارگر مهاجر بدلیل وجود خصلتهای رقابت پذیری، انعطاف پذیری و دریافت سطوح دستمزد پایین نسبت داد.
بررسی واکنش سیاست پولی نسبت به حباب قیمت مسکن (مطالعه موردی ایران)
دوره 14، شماره 42، بهار 1389، صفحه 123-147
علی اکبر قلیزاده، بهناز کمیاب
چکیده نوسان ادواری سرمایهگذاری مسکن و اقتصاد ملی، اثرگذاری بر تورم و رشد اقتصادی، تغییر رفتار مصرفکنندگان و تولیدکنندگان، انحراف در تخصیص منابع اقتصادی، تشدید نقل و انتقال سرمایه در بازار داراییها، تغییر الگوی توزیع درآمد و توازن منابع و مصارف نظام بانکی پیامدهای مهم نوسان و یا حباب قیمت مسکن است که در دهههای اخیر تشخیص و کنترل آن به موضوع بسیار مهمی در عرصه سیاستهای پولی تبدیل شده است. گستردگی آثار اقتصادی و اجتماعی حباب و یا نوسان قیمت مسکن مقامهای پولی را وادار میسازد از طریق واکنش مناسب، خالص زیان اقتصادی ایجادشده را به حداقل برسانند. در این پژوهش تلاش نمودهایم با ارائه مدل اقتصادی ضرورت و نوع واکنش مناسب بانک مرکزی نسبت به حباب قیمت مسکن در ایران را تجزیه و تحلیل نماییم. از الگوی خودرگرسیون با وقفههای گسترده (ARDL) به منظور برآورد مدل با دادههای فصلی ایران در سالهای 1371-1385 استفاده کردهایم. به این منظور پس از برآورد مدل حباب قیمت مسکن، به حداقل رساندن تابع زیان بانک مرکزی با استفاده از سه قاعده سیاست پولی مورد ارزیابی قرار میگیرد. در قاعده اول، قیمت مسکن در تابع واکنش بانک مرکزی وارد نمیشود. قاعده دوم، قیمت مسکن را وارد تابع واکنش بانک مرکزی میسازد و در قاعده سوم, سیاست پولی به اجزای غیربنیادی قیمت مسکن که همان حبابها هستند واکنش نشان میدهد. سازوکار به حداقل رساندن تابع زیان بانک مرکزی، بهینهبودن واکنش یا عدم واکنش و در عین حال متغیر قیمتی که واکنش نسبت به آن تابع زیان به حداقل میشود، تعیین میشود. نتایج نشان میدهد که سیاستهای پولی سهم قابل توجهی از نوسانات قیمت مسکن و شکلگیری حباب را به خود اختصاص داده است. از این رو مؤثرترین روش کنترل حباب قیمت مسکن به کارگیری سیاست پولی مناسب و تنظیم قواعد سیاست پولی بر مبنای واکنش بهینه نسبت به نوسان قیمت مسکن است. نتایج برآورد حکایت از آن دارد در نظر گرفتن قیمت مسکن در قواعد سیاست پولی، تابع زیان بانک مرکزی را به حداقل میرساند.
برآورد تابع قیمت هدانیک مسکن شهر اهواز به روش داده های ترکیبی
دوره 8، شماره 28، پاییز 1385، صفحه 139-168
منصور زراء نژاد، ابراهیم انواری
چکیده مهمترین مسئله در ارتباط با عرضه واحدهای مسکونی ، آن است که مصرف کنندگان چگونه عناصر مختلف یک واحد مسکونی را رتبه بندی می کنند . بنابراین ، در برآورد تقاضا برای مسکن سعی می شود توان و تمایل به پرداخت برای این ویژگیها از سوی متقاضیان شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد . در این مقاله برای شناخت میزان ارزش گذاری مصرف کنندگان ، از تابع قیمت هدانیک استفاده شده است . هدف از این تحقیق تعیین عوامل مهم فیزیکی و محیطی موثر بر قیمت واحدهای مسکونی در شهر اهواز است ...
