نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

چکیده

در این مقاله، به بررسی توان نفر – شغل ایجاد شده صنعت و پتانسیل اشتغال زایی غیرمستقیم هر یک از زیر بخش های صنعتی کشور مطابق طبقه بندی ISIC پرداخته می شود. 
به منظور تعیین توان اشتغال زایی و کاهش نرخ بیکاری، برآوردی از تقاضای کار در بخش ها صورت می پذیرد. این هدف، با استفاده از برآورد تابع تقاضای نیروی کار و ماتریس رشد تقاضای کار به روش خطی و لگاریتمی به کمک روش داده های ادغام شده در بخش های صنعتی کشور دنبال شده است. سپس، به بررسی رابطه بلندمدت اشتغال و موجودی سرمایه در بخش های صنعت از طریق آزمون هم انباشتگی ARDL و آزمون یوهانس می پردازیم. در نهایت، برای رتبه بندی پتانسیل اشتغال زایی و توان اشتغال زایی غیرمستقیم رشته فعالیت های صنعتی از نظام حسابداری داده – ستانده متعارف و نظام شبه ماتریسی حسابداری اجتماعی استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که زیر بخش صنایع پوشاک و چرم و سپس، زیر بخش نساجی به ترتیب، با 13 و 12 نفر – شغل، بیشترین ضریب اشتغال و بالاترین توان اشتغال زایی را داشته و بیشترین شغل را به ازای ارزش یک میلیون ریال تولید ناخالص خود ایجاد می کنند. ضرایب اشتغال مستقیم آنها نیز از سایر بخش ها بزرگتر است، لذا، صنایع نساجی، پوشاک و چرم بیشترین ظرفیت بالقوه ایجاد اشتغال را دارا بوده و فرآورده های نفتی نیز با 1.5 میلیون نفر – شغل کمترین نفر – شغل را در جامعه به وجود می آورد، بنابراین، کمترین توان بالقوه اشتغال زایی را دارد. 
با سرمایه گذاری و تدوین سیاست های تشویقی در جهت گسترش صنایعی از قبیل ساخت سایر فلزات و ساخت وسایل نقلیه موتوری و فرآورده های نفتی نمی توان انتظار به وجود آمدن مشاغل غیرمستقیم قابل توجهی درارتباط با این گروه صنایع که عمدتا صنایع بزرگ و دولتی هستند، داشت. 
صنایع نساجی، پوشاک، چرم، صنایع غذایی و صنایع تولید محصولات چوبی به خوبی می توانند با رشد و گسترش در خور، بحران بیکاری در کشور را متاثر ساخته و با ایجاد مشاغل مستقیم و غیرمستقیم، نیروی بیکار جامعه را جذب کنند. بنابراین، توسعه، تجهیز و گسترش آنها به منظور مبارزه با بیکاری توصیه می شود.

کلیدواژه‌ها