تخمین پارامترهای تابع تغییرپذیری درون صنعتی حاشیه سود و ارزیابی درجه تمرکز در صنایع کارخانه‌ای ایران براساس رویکردU دیویس

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 کارشناس ارشد اقتصاد_دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بابل، باشگاه پژوهشگران جوان، بابل، ایران

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی درجه تمرکز و قدرت بازاری در صنایع کارخانه‌ای ایران می­باشد. در این تحقیق به منظور ارزیابی درجه تمرکز صنعتی از رهیافت "تابع تغییرپذیر درون صنعتی حاشیه سود" و رویکرد U دیویس[1] استفاده شده است. در این رویکرد، وزن متغیر توزیع نابرابری صنایع (کشش توزیع نابرابری) به صورت برونزا نبوده و براساس رهیافت پارامتریک و به صورت درونزا تعیین می­شود. داده­های بکار رفته در این پژوهش شامل اطلاعات مرتبط با اجزای تابع هزینه ترانسلوگ و توابع سهم هزینه نهاده، سهم بازاری بنگاه­ها، تعداد بنگاه­ها و قیمت محصولات 23 صنعت کد دو رقمی ISIC[2] در دوره 88-1375 می­باشد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که "کشش توزیع نابرابری سهم بازاری"در صنایع کارخانه‌ای ایران کمتر از 5/0 می­باشد و بر این اساس می­توان دریافت سهم بازاری بنگاه­های صنعت، نسبت به ورود بنگاه­های جدید، تقریباً حساس است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد میانگین شاخص تمرکز U دیویس صنایع کارخانه­ای کشور 038/0 می­باشد و بیشترین درجه تمرکز دیویس محاسبه شده در صنایع کشور  به "صنعت تولید محصولات از توتون و تنباکو" با مقدار تمرکز 616/0، اختصاص دارد و همچنین کمترین میزان تمرکز دیویس مربوط به "صنعت تولید محصولات پلاستیکی" و "صنعت سایر محصولات کانی غیرفلزی"می­باشد



[1]. U Davies


[2]. International Standard Industrial Classification

کلیدواژه‌ها